تو را قسم به پرستو قسم به مرغ هوا
  • تاريخ: شنبه 2 مرداد 1389
           

ولی بریم نژاد


تو را قسم به پرستو قسم به مرغ هوا

تو را قسم به کبوتر به عاشق دریا

تو را قسم به قناری قسم به عشق هَزار

غریق عشق تو شد دل حجاب خود بردار


تو را به جان شقایق که بی‌تو بی‌تابم

بدون لمس نگاهت نمی‌برد خوابم

تو را قسم به همه یاس‌های کبود

تو را قسم به شهادت قسم به شهود

تو را به جان گل و بلبلان گلزارت

تو را به جان همه بندگان بازارت

تو را به جان حقیقت به جان مجاز

بیا که چشم همه خیره طَرف حجاز

تو را قسم به هجوم خیال سودایی

تو را قسم به همه عاشقان دریایی

تو را به شِکوه‌ی هجر و شُکوه وصال

به انگبین می وصلت به خواب و خیال

به جان شمع و تو را قسم به پروانه

که مرغ دلم پرکشیده از خانه

تو را قسم به خزان و به زردی پاییز

تو را قسم به نماز و به ناله‌ی شب‌خیز

تو را قسم به شقایق به خون سرخ شهید

ز لاله‌های شهادت بده به ما تو نوید

تو را قسم به سحرهای پرمهتاب

تو را قسم به کلام و قسم به کتاب

تو را قسم به درخت و قسم به چمن

تو را قسم به بهشت و قسم به عدن

تو را قسم به نار و قسم به نهار

تو را قسم به شتا و قسم به بهار

تو را به شب قسم‌ات ای دلیل جهان

به پشت ابر تا به کی شوی تو نهان

تو را قسم به قلم وقت نام خدا

تو را قسم به گذشته قسم به فرداها

تو را قسم به همه عشق‌های بی‌فرجام

بیا که عشق با تو سر می‌شود انجام

تو را قسم به صبوری قسم به صبر

قسم دهم به باران قسم دهم به ابر

قسم به شعر و قسم به تنهایی

قسم به غزل‌ها‌ی عشق و رویایی

قسم به عقل و قسم به احساست

قسم به مادر قسم به عباست

تو را قسم دهم ای پادشاه جهان

که شمس جان بنما پشت خود پنهان

بیا که ز هجرت خیال گشته محال

بیا که تنگی قلبم دگر گرفته مجال

بیا که چشمه‌ی جاری ز چشم خون بارد

بیا که شاعر هستی دل حزین دارد

   
Copyright © 2009 The AhlulBayt World Assembly. All right reserved.