خطبه 200 سياسى
سياسى 1- اصول سياست توحيدى امام عليه السلام و لو لا كراهية الغدر لكنت من أدهى النّاس خ 200 1 (اگر حيله و نيرنگ ناپسند نبود من از همه انسانها در زيركى برتر بودم) 2- سياست شيطانى معاويه و لكنّه يغدر و يفجر خ 200 1 (لكن معاويه نيرنگ مىزند، فساد مىكند)
خطبه 201 اخلاقى، سياسى، اجتماعى
اوّل- اخلاقى
فرهنگموضوعاتكلىنهجالبلاغه، صفحهى 326
1- استقامت در راه هدايت لا تستوحشوا فى طريق الهدى لقلّة أهله خ 201 1 (مردم در راه هدايت از اندك بودن همراهان نهراسيد) 2- خطر راضى بودن به عمل زشت ديگران إنّما يجمع النّاس الرّضى و السّخط... لمّا عمّوه بالرّضى خ 201 2 (خشنودى و ناخشنودى عامل پاداش و كيفر است... همه قوم ثمود براى راضى بودن به گناه يك نفر نابود شدند) 3- ضرورت پيروى از راه آشكار حق من سلك الطّريق الواضح ورد الماء خ 201 4 (كسى كه از راه روشن برود به آب زلال حقيقت خواهد رسيد) 4- برابرى نيّت و عمل إنّما يجمع النّاس الرّضى و السّخط خ 201 2 و 3 (خشنودى و ناخشنودى عالم پاداش و كيفر است... همه قوم ثمود براى راضى بودن به گناه يك نفر نابود شدند)
دوّم- سياسى
1- دنيا زدگى مردم فإنّ النّاس قد اجتمعوا على مائدة شبعها قصير خ 201 1 (همانا مردم بر سر سفرهاى گرد آمدند كه سيرى آن دوام ندارد) 2- بى توجّهى به كمى ياران لا تستوحشوا فى طريق الهدى لقلّة أهله خ 201 1 (مردم در راه هدايت از اندك بودن همراهان نهراسيد) 3- ضرورت تداوم هدايت لا تستوحشوا فى طريق الهدى لقلّة أهله (مردم در راه هدايت از اندك بودن همراهان
فرهنگموضوعاتكلىنهجالبلاغه، صفحهى 327
خ 201 1 نهراسيد) 4- گناهان اجتماعى و عذاب اجتماعى و إنّما عقر ناقة ثمود رجل واحد فعمّهم اللَّه بالعذاب خ 201 2 (ناقه ثمود را يك نفر پى كرد، امّا خدا همه را عذاب كرد چون راضى بودند)
سوّم
اجتماعى سياسى
خطبه 202 سياسى
سياسى 1- شكوهها با رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله السّلام عليك يا رسول اللَّه عنّى خ 202 1 (سلام برتو اى رسول خدا از طرف من) 2- شكوهها از كينه توزىهاى قريش و ستنّبئك انبتك بتضافر أمّتك على هضمها خ 202 4 تا 6 (به زودى دخترت از ستم همگانى امت تو به تو خبر خواهد داد)
خطبه 203 اخلاقى
اوّل- اخلاقى 1- دنيا شناسى إنّما الدّنيا دار مجاز... فخذوا من ممرّكم لمقرّكم خ 203 1 (مردم دنيا خانه گذاران است... پس از محلّ گذران براى خانه جاويدان توشه برگيريد) 2- ضرورت توجه به فنا پذيرى دنيا إنّما الدّنيا دار مجاز... و لغيرها خلقتم (دنيا محل گذران است... شما براى جاى
فرهنگموضوعاتكلىنهجالبلاغه، صفحهى 328
خ 203 1 و 2 ديگرى آفريده شديد) 3- ضرورت آخرت گرائى و أخرجوا من الدّنيا قلوبكم من قبل أن تخرج منها أبدانكم خ 203 1 (دلهاى خود را از دنيا خارج كنيد پيش از آنكه بدنهاى شما را خارج سازند) 4- ضرورت عمل گرائى و سرعت در اعمال نيكو فقدّموا بعضا يكن لكم قرضا خ 203 3 (برخى از اعمال صالح را پيش فرستيد كه براى شما ذخيره گردد)
خطبه 204 اخلاقى
خطبه 204 و 203، مباحث آن دو شبيه يكديگرند
خطبه 205 اعتقادى، سياسى
اوّل- اعتقادى
1- مظلوميت امام على عليه السلام و اللَّه ما كانت لي فى الخلافة رغبة خ 205 3 تا 7 (سوگند بخدا من در خلافت رغبتى نداشتم) 2- بيعت بى نظير مردم با امام عليه السلام و لكنّكم دعوتمونى إليها... و حملتمونى عليها خ 205 3 (شما مردم مرا براى خلافت فرا خوانديد و حكومت را بر من تحميل كرديد)
دوّم سياسى
1- محاكمه سران جمل و اللَّه ما كانت لي فى الخلافة رغبة خ 205 3 تا 7 (سوگند بخدا من در خلافت رغبتى نداشتم) 2- نقش سران جمل در بيعت مردم با امام عليه السلام
فرهنگموضوعاتكلىنهجالبلاغه، صفحهى 329
و لكنّكم دعوتمونى إليها... و حملتمونى عليها خ 205 3 (شما مردم مرا براى خلافت فرا خوانديد و حكومت را بر من تحميل كرديد) 3- اعتراض سران جمل به حكومت عادلانه امام عليه السلام و أمّا ما ذكرتما من أمر الأسوة ما جاء به رسول اللَّه.
خ 205 6 (اما اين كه اعتراض داريد چرا به تساوى عمل مىكنم... اين روشى است كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله داشته است) 4- ضرورت حق گرائى رحم اللَّه رجلا رأى حقّا فأعان عليه خ 205 9 (خدا رحمت كند مردى را كه حق را ديد و ياريش كرد)
خطبه 206 اخلاق نظامى
اوّل- اخلاق نظامى
1- پرهيز از ناسزاگوئى به دشمن إنّى أكره لكم أن تكونوا سبّابين خ 206 1 (همانا من كراهت دارم كه شما لشكريان اسلام فحش دهنده باشيد) 2- برخورد انسانى با دشمن و لكنّكم لو و صغتم أعمالهم و ذكرتم حالهم كان أصوب خ 206 1 و 2 (امّا اگر كارهاى آنان را يادآور شويد، و گمراهى آنان را طرح كنيد بهتر است) 3- دعا در آستانه جنگ و قلتم مكان سبّكم إيّاهم اللّهمّ احقن دماءنا و دماءهم خ 206 1 و 2 (شما بجاى دشنام دادن شاميان بگوئيد خدايا خون ما و آنها را حفظ كن)
فرهنگموضوعاتكلىنهجالبلاغه، صفحهى 330
4- دعا براى اصلاح اللّهمّ احقن دماءهم و أصلح ذات بيننا و بينهم خ 206 2 (پروردگارا خون ما و آنها را حفظ و صلح را بين ما و آنان برقرار كن)
خطبه 207 اعتقادى
اعتقادى 1- ويژگىهاى مبارزاتى امام حسين عليه السلام و امام حسن عليه السلام املكوا عنّى هذا الغلام لا يهدّنى... لئلا ينقطع بهما نسل خ 207 (اين جوان را دريابيد كه مرگ او مرا درهم مىشكند... تا با مرگشان نسل رسول خدا قطع نشود) 2- شجاعت و خط شكنى امام حسن و امام حسين عليه السلام املكوا عنّى هذا الغلام لا يهدّنى... لئلا ينقطع بهما نسل خ 207 (اين جوان را دريابيد كه مرگ او مرا درهم مىشكند... تا با مرگشان نسل رسول خدا قطع نشود) 3- اثبات امامت امام حسن و امام حسين عليه السلام لئلا ينقطع بهما نسل رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم خ 207 (تا با مرگشان نسل رسول خدا قطع نشود)
خطبه 208 سياسى
سياسى 1- نكوهش از تفرقه و خستگى كوفيان
فرهنگموضوعاتكلىنهجالبلاغه، صفحهى 331
أيّها النّاس، إنّه لم يزل... حتّى نهكتكم الحرب خ 208 1 (اى مردم همواره خوب بوديد تا آنكه جنگ شما را درهم كوبيد) 2- ضربه پذير شدن شاميان در جنگ و هى لعدوّكم أنهك خ 208 1 (اين جنگ براى دشمنان شما كوبندهتر بود) 3- مظلوميت سياسى امام عليه السلام لقد كنت أمس أميرا، فأصبحت اليوم مأمورا خ 208 2 (اگر ديروز فرمانده شما بودم، امروز به من فرمان مىدهند) 4- علل سقوط كوفيان عدم اطاعت از رهبرى لقد كنت أمس أميرا، فأصبحت اليوم مأمورا خ 208 2 (اگر ديروز فرمانده شما بودم، امروز به من فرمان مىدهند) 5- عدم استفاده از زور و فشار در مديريت جامعه و ليس لي أن أحملكم على ما تكرهون خ 208 2 (سزاوار نيست براى من كه شما را به كارى وادارم كه دوست نداريد)
خطبه 209 اخلاق اجتماعى
اخلاق اجتماعى 1- نكوهش از تجمل گرائى 1- نكوهش از تجملگرائى ما كنت تصنع بسعة هذه الدّار فى الدّنيا خ 209 1 (چه مىكنى با وسعت اين خانه مجلّل در دنيا) 2- راههاى بكار گيرى سرمايه بلى إن شئت بلغت بها الآخرة (آرى اگر بخواهى با اين خانه وسيع مىتوانى
فرهنگموضوعاتكلىنهجالبلاغه، صفحهى 332
خ 209 1 و 2 آخرت خود را فرآهم آورى) 3- نكوهش از رهبانيّت و ترك دنيا يا عدىّ نفسه لقد استهام بك الخبيت من ذلك (اى دشمنك جان خود، شيطان در تو حلول كرده است) خ 209 3 4- مسئوليت مهم رهبرى ويحك، إنّى لست كأنت... كيلا يتبيّغ بالفقير فقره خ 209 4 (واى بر تو من مثل تو نيستم... من ساده زيست هستم كه فقر و تهيدستى براى فقرا سخت نباشد)
خطبه 210 علمى
علمى (علم اصول و تعادل و تراجيح) 1- انواع روايت در ميان مردم إنّ فى أيدى النّاس حقّا و باطلا خ 210 1 و 2 (همانا در دست مردم حق و باطل قرار دارد) 2- راويان دروغ پرداز در زمان رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و لقد كذب على رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله على عهده خ 210 1 و 2 (در زمان رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله به دروغ از طرف پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله حديث نقل مىكردند) 3- مجازات اخروى دروغپردازى حتّى قام خطيبا فقال: من كذب علىّ متعمّدا خ 210 2 (رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله ايستاد و خطبه خواند و فرمود: هر كس از روى عمد به من دروغ
فرهنگموضوعاتكلىنهجالبلاغه، صفحهى 333
نسبت دهد جايگاه او در آتش است) 4- اقسام راويان حديث و إنّما أتاك بالحديث أربعة رجال ليس لهم خامس خ 210 3 و 8 و 10 و 12 (راويان حديث چهار گروه هستند كه پنجمى ندارد) 5- بهترين گروه از روايان حديث و آخر رابع، لم يكذب على اللَّه، و لا على رسوله.
خ 210 12 و 18 (گروه چهارمى هستند كه به خدا و پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله دروغ نبسته است) 6- روش جرح و تعديل حديث لم يكذب على اللَّه، و لا على رسوله... مبغض للكذب خوفا من اللَّه خ 210 12 و 18 (كسى كه به خدا و پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله دروغ نسبت نداده... دروغ را دشمن دارد از روى ترس با خدا)
خطبه 211 اعتقادى، علمى
اعتقادى، علمى 1- نشانههاى خدا در آفرينش و كان من اقتدار جبروته... و تمحضه الغمام الذّوارف خ 211 1 تا 8 (از نشانههاى قدرت الهى... ابرهاى پرباران است) 2- انواع موجودات و حكمت پروردگار أن جعل من ماء البحر... و قامت على حدّه خ 211 1 و 2 (اين كه از آب درياها موجود جامدى آفريد... و آسمانها در جايگاه خود قرار گرفتند) 3- شگفتى آفرينش آسمانها
فرهنگموضوعاتكلىنهجالبلاغه، صفحهى 334
يبسا جامدا ثمّ فطر منه أطباقا... و قامت على حدّه خ 211 2 (اين كه از آب درياها موجود جامدى آفريد... و آسمانها در جايگاه خود قرار گرفتند) 4- شگفتى آفرينش زمين و أرسى أرضا يحملها الأخضر المثعنجر خ 211 2 و 3 (خداوند زمينى را آفريد كه دريائى عظيم آن را بدوش مىكشد) 5- شگفتى و اعتدال در زمين و أرسى أرضا... و أرّزها فيها أوتادا، فسكنت على حركتها خ 211 2 تا 6 (زمينى كه كوهها ميخهاى آن شدند و از حركتهاى شديد باز ايستاد) 6- شگفتى آفرينش كوهها و أرسى أرضا... و أرّزها فيها أوتادا، فسكنت على حركتها خ 211 2 تا 6 (زمينى كه كوهها ميخهاى آن شدند و از حركتهاى شديد باز ايستاد) 7- شگفتى آفرينش درياها فوق بحر لجّىّ راكد لا يجرى خ 211 8 (زمين بر روى درياى موّاجى كه جريان ندارد) 8- شگفتى آفرينش بادهاى تند تكركره الرّياح العواصف خ 211 8 (بادهاى شديد و تند آب درياها را بر هم مىزند)
خطبه 212 سياسى
1- شكوهها با خدا سياسى
فرهنگموضوعاتكلىنهجالبلاغه، صفحهى 335
اللّهمّ أيما عبد من عبادك سمع... و الآخذ له بذنبه خ 212 1 و 2 (خدايا آنكه حرف ما را شنيد و كمك نكرد... او را به گناهش خواهى گرفت) 2- شكوه از نافرمانىها فأبى بعد سمعه لها إلّا النّكوص عن نصرتك خ 212 1 و 2 (آنها كه سرباز زدند دست از يارى تو برداشتند)
خطبه 213 اعتقادى
اعتقادى (خدا شناسى)
1- تشبيه كردن خدا ممنوع الحمد للّه العلىّ عن شبه المخلوقين خ 213 1 (ستايش خداوندى را كه از شباهت داشتن به پديدهها والاتر است) 2- عجز انسان از توصيف پروردگار الغالب لمقال الواصفين خ 213 1 (خدائى كه از تعريف وصف كنندگان والاتر است) 3- عجز عقل و انديشه انسان از درك خدا و الباطن بجلال عزّته عن فكر المتوهّمين خ 213 1 و 2 (خدائى كه از انديشه انديشهگران پنهان است) 4- ويژگىها و صفات پروردگار العالم بلا اكتساب و لا ازدياد... و لا علمه بالاخبار خ 213 2 و 3 (دانائى كه علم خود را از ديگرى نگرفته... و آگاهى او از راه كسب خبرها نمىباشد)
پيامبر شناسى
5- ويژگىهاى بعثت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله أرسله بالضّياء... عن يمين و شمال (خدا پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله را با نور درخشنده فرستاد...
فرهنگموضوعاتكلىنهجالبلاغه، صفحهى 336
خ 213 4 كه گمراهى را از هر سو كنار زد) 6- موفقيتهاى رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرتق به المفاتق و ساور به المغالب خ 213 4 (پراكندگىها بوسيله پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله از بين رفت و اتحاد و برادرى وجود آمد)
خطبه 214 اعتقادى، اخلاقى
اوّل- اعتقادى
1- عدالت خدا و أشهد أنّه عدل عدل، و حكم فصل خ 214 1 (و گواهى مىدهم كه خداوند عادل و عدالت گستر است، و فرمان او جدا كننده حق و باطل است) 2- ويژگىهاى رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و أشهد أنّ محمّدا عبده و رسوله و سيّد عباده خ 214 1 و 2 (و گواهى مىدهم كه محمد صلّى اللَّه عليه و آله بنده و فرستاده خدا و بزرگ بندگان اوست)
دوّم- اخلاقى
1- خير و نيكى طرفدارانى دارد ألا و إنّ اللَّه سبحانه قد جعل للخير أهلا خ 214 2 و 3 (آگاه باشيد كه همانا خداى سبحان براى خوبيها طرفدارانى قرار داد) 2- نشانههاى روشن حق و للحقّ دعائم... و شفاء لمشتف خ 214 2 و 3 (حق داراى ستونهائى است... و درمان درمان خواهان است) 3- امدادهاى الهى در نيكوكارى و إنّ لكم عند كلّ طاعة عونا من اللَّه (همانا در هر اطاعتى براى شما كمكى از
فرهنگموضوعاتكلىنهجالبلاغه، صفحهى 337
سبحانه خ 214 3 طرف پروردگار وجود دارد) 4- روانشناسى دانشمندان و اعلموا أنّ عباد اللَّه المستحفظين علمه يصونون مصونه خ 214 4 تا 6 (بدانيد كه همانا بندگان خدا كه علم او را نگه دارند مصون مىباشند با كمك او) 5- مراحل خود سازى فليقبل امرؤ كرامة بقبولها... و هدى نهج السّبيل خ 214 7 تا 9 (بايد اين نصيحت را به قيمت قبولش بپذيرد... كه به راه راست هدايت شد)
خطبه 215 معنوى
معنوى (دعا و نيايش) 1- دعا و نيايش روزانه امام عليه السلام الحمد للّه الّذي لم يصبح بي ميّتا و لا سقيما خ 215 1 تا 6 (سپاس خداوندى را كه صبح كردم در حالى كه مرا زنده نگه داشت و بيمار نكرد) 2- ستايش در برابر نعمتها الحمد للّه الّذي لم يصبح بي ميّتا و لا سقيما... و لا أتّقى إلّا ما وقيتنى خ 215 1 تا 3 (سپاس خداوندى را كه صبح كردم در حالى كه مرا زنده نگه داشت و بيمار نكرد خدايا تو مرا حفظ مىكنى و من خود قدرت نگهدارى خود را ندارم) 3- درخواست خوبيها از خدا اللّهمّ إنّا نعوذ بك أن نذهب عن قولك خ 215 6 (خدايا بتو پناه مىبريم از اين كه از سخن تو درگذرم)
خطبه 216 سياسى، اخلاق اجتماعى
فرهنگموضوعاتكلىنهجالبلاغه، صفحهى 338
اوّل- سياسى (حقوقى)
1- حقوق اجتماعى، سياسى رهبر بر مردم فقد جعل اللَّه سبحانه لي عليكم حقّا خ 216 1 تا 6 (همانا خداى سبحان حقّى از من را بر شما واجب كرد) 2- حقوق اجتماعى، سياسى مردم بر رهبر و لكم علىّ من الحقّ مثل الّذي لي عليكم خ 216 1 تا 6 (همان اندازه شما بر من حقوقى داريد كه من بر شما دارم) 3- ضرورت حق گرائى حكومت اسلامى لا يجرى لأحد إلّا جرى عليه و لا يجري عليه إلّا جرى له خ 216 2 و 3 (حق به نفع كسى جريان ندارد جز آنكه براى او مسئوليّتى به وجود آورد) 4- حقوق فردى و اجتماعى پروردگار إنّ من حقّ من عظم جلال اللَّه سبحانه خ 216 16 تا 18 (سزاوار است كسى كه عظمت خدا در نظرش بزرگ است همه چيز را كوچك بشمارند در برابر خدا) 5- حقوق افراد جامعه بر يكديگر ثمّ جعل سبحانه من حقوقه حقوقا افترضها لبعض النّاس خ 216 5 (سپس خداى سبحان حقوقى از حقوق الهى را بر برخى از انسانها واجب كرده است) 6- راههاى اصلاح فرد و جامعه فليست تصلح الرّعية إلّا بصلاح الولاة خ 216 7 و 8 و 22 تا 26 (مردم اصلاح نمىشوند جز آنكه زمامداران اصلاح شوند) 7- راههاى اصلاح دولت و رهبر و لا تصلح الولاة إلّا باستقامة الرّعيّة (و زمامداران اصلاح نمىشوند جز به
فرهنگموضوعاتكلىنهجالبلاغه، صفحهى 339
خ 216 7 تا 9 استقامت و پايدارى مردم) 8- ره آورد ظلم رعيّت به رهبر و إذا غلبت الرّعيّة و اليها، أو أجحف الوالي برعيّته خ 216 10 و 11 (پس هرگاه مردم بر زمامدار غلبه كنند يا زمامدار به مردم ستم كند نابود مىشوند) 9- ره آورد شوم هرج و مرج طلبى اختلفت هنالك الكلمة و ظهرت معالم الجور خ 216 10 تا 12 (آن گاه وحدت كلمه از بين مىرود، و نشانههاى ستمكارى آشكار مىشود) 10- تبليغ از حقوق اجتماعى و لكن من واجب حقوق اللَّه على عباده النّصيحة خ 216 14 (يكى از حقوق واجب الهى بر بندگان پند و اندرز دادن است) 11- برخى از ارزشهاى اجتماعى فعليكم بالتّناصح فى ذلك... أو يعان عليه خ 216 12 تا 16 (بر شما باد كه همديگر را نصيحت كنيد... و يارى رسانيد) 12- اخلاق ناپسند رهبرى و إنّ من أسخف حالات الولاة حبّ الفخر خ 216 18 تا 20 (يكى از پستترين حالات زمامداران فخر فروشى است) 13- نهى از چاپلوسى و ثناگوئى فلا تثنوا علىّ بجميل ثناء خ 216 21 و 22 (پس شما سعى نكنيد كه مرا با الفاظ زيبائى بستائيد)
دوّم
اخلاق اجتماعى سياسى
خطبه 217 سياسى
سياسى
فرهنگموضوعاتكلىنهجالبلاغه، صفحهى 340
1- شكوهها از كينه توزىهاى قريش فإنّهم قد قطعوا رحمى و أكفئو إنائى خ 217 1 (خدايا قريش رشتههاى خويشاوندى مرا قطع كردند و پيمانه مرا لبريز كردند) 2- ادعاى دروغين قريش و أجمعوا على منازعتى حقّا كنت أولى به من غيري خ 217 1 و 2 (خدايا قريش بر نزاع با من اجتماع كردند و حقّى را از من دور كردند كه از همه سزاوارترم) 3- خطرات جدّى براى اهل بيت عليهم السّلام فإذا ليس لي رافد... إلّا أهل بيتى، فضننت بهم عن المنيّة خ 217 2 و 3 (ديدم ياورى براى من نيست جز خانوادهام كه ترسيدم از بين بروند) 4- صبر و بردبارى بى نظير امام عليه السّلام در حفظ اسلام و صبرت من كظم الغيظ... من وخز الشّفار خ 217 4 (ناچار صبر كرده خشم را فرو خوردم در برابر تيزى شمشير)
خطبه 218 سياسى
سياسى 1- بررسى جنايات اصحاب جمل فقدموا على عمّالى فشتّتوا كلمتهم.
خ 218 1 و 2 (آنها به ماموران من در بصره حمله كردند و وحدت مردم بصره را به پراكندگى كشاندند) 2- جنايات سران جمل در بصره فقدموا على عمّالى فشتّتوا كلمتهم.
(آنها به ماموران من در بصره حمله كردند و
فرهنگموضوعاتكلىنهجالبلاغه، صفحهى 341
خ 218 1 و 2 وحدت مردم بصره را به پراكندگى كشاندند) 3- قتل و كشتار در بصره فقتلوا طائفة منهم غدرا و طائفة عضّوا على أسيافهم خ 218 2 (برخى از ياران مرا با نيرگ كشتند، و برخى ديگر را با شمشير به قتل رساندند)
خطبه 219 سياسى
سياسى 1- كشته شدن سران جنگ جمل لقد أصبح أبو محمّد بهذا المكان غريبا خ 219 1 (طلحه در اين مكان غريب مانده است) 2- كشته شدن طلحه لقد أصبح أبو محمّد بهذا المكان غريبا خ 219 1 (طلحه در اين مكان غريب مانده است) 3- شرح ماجراى فتنه انگيزان جمل و أفلتتنى أعيان بنى جمح لقد أتلعوا أعناقهم إلى أمر خ 219 2 (روساى بنى جمح از دست من فرار كردند آنها بسوى امرى كشانده شدند)
خطبه 220 اخلاقى
اخلاقى 1- روانشناسى پوينده راه خدا قد أحيا عقله و أمات نفسه، حتّى دقّ جليله خ 220 1 (عقل خود را زنده، و نفس خود را ميرانده تا آنجا كه جسمش لاغر شده است)
فرهنگموضوعاتكلىنهجالبلاغه، صفحهى 342
2- مراحل خود سازى قد أحيا عقله و أمات نفسه، حتّى دقّ جليله... و أرضى ربّه خ 220 1 و 2 (عقل خود را زنده، و نفس خود را ميرانده تا آنجا كه جسمش لاغر شده است... و خداى خود را خشنود كرد)
خطبه 221 اخلاقى
اخلاقى 1- علل سقوط و هلاكت گذشتگان يا له مراما ما أبعده و زورا ما أغفله خ 221 1 تا 7 (چه هدف بسيار دورى، و چه ملاقات كنندگان غفلت زدهاى) 2- عبرت از نابودى گذشتگان يا له مراما ما أبعده و زورا ما أغفله خ 221 1 تا 7 (چه هدف بسيار دورى، و چه ملاقات كنندگان غفلت زدهاى) 3- عبرت از مرگ گذشتگان أولئكم سلف غايتكم خ 221 7 (گذشتگان پيش از شما بكام مرگ رفتند) 4- بى نتيجه بودن راه حلها به هنگام مرگ ضنّا بغضارة عيشه و شحاحة بلهوه و لعبه خ 221 25 تا 34 (آنها مىخواستند كه خوشحالى زندگى آنها تداوم يابد كه با هوسها و بيهوده زندگى مىكردند)
خطبه 222 اخلاقى
اخلاقى 1- روانشناسى أهل ذكر
فرهنگموضوعاتكلىنهجالبلاغه، صفحهى 343
إنّ اللَّه سبحانه و تعالى جعل الذّكر جلاء للقلوب خ 222 2 تا 16 (خداى سبحان و بزرگ ياد خود را عامل طراوت دلها قرار داد) 2- ارزش اعتدال و ميانه روى من أخذ القصد حمدوا إليه طريقه خ 222 5 و 6 (كسى كه ميانه رو باشد، راه او را مىستايند) 3- اهل ذكر و دنيا و إنّ للذّكر لأهلا أخذوه من الدّنيا بدلا خ 222 6 تا 16 (و همانا ياد خدا طرفدارانى دارد كه دنيا را در برابر ياد خدا ترك گفتند) 4- ضرورت محاسبه نفس فحاسب نفسك لنفسك خ 222 16 (پس نفس خود را براى رهائى خودت محاسبه كن)
خطبه 223 اخلاقى
اخلاقى 1- نكوهش از غفلت زدگى يا أيّها الإنسان، ما جرّأك على ذنبك و ما غرّك بربّك خ 223 2 (اى انسان چه چيزى تو را به گناهانت جرئت بخشيد و در برابر پروردگارت مغرور ساخت) 2- ضرورت ياد آورى عذاب جهنم فما صبّرك على دائك خ 223 4 و 5 (چگونه بر دردهايت صبر خواهى كرد) 3- پرهيز از گناه و آلودگى و كن للّه مطيعا و بذكره آنسا خ 223 6 (تسليم خدا باش و با ذكر خدا أنس گير) 4- مراحل پرهيزكارى
فرهنگموضوعاتكلىنهجالبلاغه، صفحهى 344
و كن للّه مطيعا و بذكره آنسا خ 223 6 (تسليم خدا باش و با ذكر خدا أنس گير) 5- ضرورت توجّه به لطف خدا و أنت فى كنف ستره مقيم خ 223 7 تا 9 (و تو در سايه لطف و پرده پوشى پروردگار بسر مىبرى) 6- ضرورت يادآورى فنا پذيرى دنيا و لنعم دار من لم يرض بها دارا... هم الهاربون منها اليوم خ 223 13 و 14 (دنيا چه خوب سرائى است براى آن كس كه دنيا را خانه جاودانه نداند) 7- ضرورت ياد آورى آخرت (إذا رجفت الرّاجفة... و علائق عذر منقطعة خ 223 15 و 16 (هنگامى كه در صور اسرافيل دميده شود... عذرها قطع مىشود) 8- ضرورت آمادگى براى سفر آخرت فتحرّ من أمرك ما يقوم به عذرك خ 223 17 (بفكر چيزى باشيد كه عذرهاى شما را بپذيرند)
خطبه 224 سياسى، اعتقادى
اوّل- سياسى (اقتصادى)
1- امام و پرهيز از ظلم و ستم و اللَّه لأن أبيت على حسك السّعدان مسهّدا خ 224 1 و 2 و 11 و 12 (اگر بر روى خار سعدان شب را بسر ببرم ظلم نمىكنم) 2- ضرورت هشيارى و بيدارى رهبرى و اللَّه لقد رأيت عقيلا... و أتّبع قياده مفارقا طريقتى خ 224 3 تا 5 (سوگند بخدا برادرم عقيل را ديدم... فكر كرد كه به دلخواه او حركت مىكنم)
فرهنگموضوعاتكلىنهجالبلاغه، صفحهى 345
3- ضرورت عدالت اقتصادى در جامعه و اللَّه لقد رأيت عقيلا... و أتّبع قياده مفارقا طريقتى خ 224 3 تا 5 (سوگند بخدا برادرم عقيل را ديدم... فكر كرد كه به دلخواه او حركت مىكنم) 4- امتياز ندادن به خويشاوندان و عاودنى مؤكّدا و كرّر علىّ القول مردّدا خ 224 (عقيل مكرر مراجعه و اصرار كرد كه به او امتياز بدهم) 5- نقش رهبر در اجراى عدالت أتئنّ من حديدة أحماها إنسانها للعبه و تجرّنى إلى نار خ 224 7 و 8 (عقيل آيا از آهنى ناراحت شدى كه انسان آن را به شوخى گرم كرد، آن گاه مرا به آتشى مىكشانى كه خدا آن را افروخت) 6- نقش ايمان به قيامت و ترس از عذاب در حكومت عادلانه أتئنّ من حديدة أحماها... و لا أئنّ من لظى خ 224 7 و 8 (تو از آهن داغ شده مى نالى و من از آتش سوزان نالان نشوم) 7- امام عليه السّلام و نفى رشوه خوارى فقلت أصلة، أم زكاة أم صدقة... هبلتك الهبول خ 224 9 (به رشوه آورنده گفتم اين هديه يا زكات يا صدقه است كه بر ما حرام است، گريه كنندگان بر تو بگريند)
دوّم
تاريخ سياسى سياسى
سوّم- اعتقادى
ويژگىهاى امام على عليه السّلام- سياسى
خطبه 225 اقتصادى
فرهنگموضوعاتكلىنهجالبلاغه، صفحهى 346
اقتصادى 1- دعا براى رفع نيازمنديها اللّهمّ صن وجهى باليسار و لا تبذل جاهى بالإقتار خ 225 1 (خدايا آبرويم را با بى نيازى حفظ كن، و شخصيت مرا با تهيدستى ساقط مگردان) 2- پناه بردن به خدا از فقر اللّهمّ صن وجهى باليسار و لا تبذل جاهى بالإقتار خ 225 1 (خدايا آبرويم را با بىنيازى حفظ كن، و شخصيت مرا با تهيدستى ساقط مگردان) 3- دعا براى روزى فراوان الهى و أنت من وراء ذلك كلّه ولىّ الإعطاء و المنع خ 225 2 (خدايا تو در وراى همه امور صاحب همه عطاها يا محروميتها هستى)
خطبه 226 اخلاقى
اخلاقى 1- دنيا شناسى دار بالبلاء محفوفة خ 226 1 تا 9 (دنيا خانهاى است كه با انواع بلاها پيچيده است) 2- شناخت اهل دنيا و اعلموا عباد اللَّه أنّكم و ما أنتم فيه... و دنوّ الدّار خ 226 3 تا 8 (بدانيد بندگان خدا همانا شما در دنيا ماندگار نيستيد) 3- حالات گوناگون دنيا أحوال مختلفة، و تارات متصرّفة خ 226 2 (حالات گوناگونى دارد، و دگرگونىهاى آن گذر است)
فرهنگموضوعاتكلىنهجالبلاغه، صفحهى 347
4- توجه به زندگى گذشتگان ممّن كان أطول منكم أعمارا خ 226 4 تا 9 (آنها كه قبل از شما داراى عمرهاى طولانى بودند و رفتند) 5- ضرورت توجه به آخرت و كان قد صرتم إلى ما صاروا إليه خ 226 9 و 10 (همانا شما مىرويد به همان جا كه گذشتگان رفتند)
خطبه 227 اعتقادى
اعتقادى 1- خدا تنها پناهگاه مهربان اللّهمّ إنّك آنس الآنسين لأوليائك خ 227 1 (خدايا تو براى دوستان بهترين همراه و مونس مىباشى) 2- علم فراگير خدا تشاهدهم فى سرائرهم... فأسرارهم لك مكشوفة خ 227 1 و 2 (آشكار اعمال بندگان... و نهان و اسرار آنها همه براى تو روشن و آشكار است) 3- خدا تنها پناهگاه در مصيبتها إن أو حشتهم الغربة... و إن صبّت عليهم المصائب خ 227 2 و 3 (اگر در غربت انسانها وحشت كنند... يا مصيبتها بر آنها ببارد تو تنها پناهگاهى) 4- درخواست عفو و گذشت از خدا اللّهمّ احملنى على عفوك، و لا تحملنى على عدلك خ 227 5 (خدايا با عفو خود با ما رفتار كن نه با عدل خود)
هنگموضوعاتكلىنهجالبلاغه، صفحهى 348
خطبه 228 سياسى
سياسى تاريخى 1- نقش مالك اشتر در جامعه فلقد قوّم الأود، و داوى العمد و أقام السّنّة خ 228 1 و 2 (مالك «يا سلمان فارسى» كجىها را راست، و بيماريها را درمان كرد) 2- خلاء پديد آمده از شهادت مالك اشتر رحل تركهم فى طرق متشعّبة خ 228 2 (درگذشت و مردم را سرگردان باقى گذاشت) 3- ويژگىهاى مالك اشتر فلقد قوّم الأود و اتّقاه بحقّه خ 228 1 و 2 (كجىها را راست و بحق از خدا ترسيد)
خطبه 229 تاريخ سياسى
تاريخ سياسى 1- اتمام حجّتهاى امام عليه السّلام و بسطتم يدي فكففتها و مددتموها فقبضتها خ 229 1 (شما دست مرا گشوديد و من آن را گرفتم، و شما دست مرا براى بيعت كشيديد به طرف خود و من باز گرفتم) 2- هجوم مردم براى بيعت با امام عليه السّلام ثمّ تداككتم علىّ تداكّ الإبل الهيم على حياضها يوم وردها خ 229 1 (سپس براى بيعت چونان شتران تشنه در آبشخورشان هجوم آورديد) 3- شركت همه اقشار در بيعت با امام عليه السّلام
فرهنگموضوعاتكلىنهجالبلاغه، صفحهى 349
ابتهج بها الصّغير، و هدج إليه الكبير و تحامل نحوها العليل خ 229 2 (بيعتى بود كه كودكان به وجد آمده و پيران خانه نشين با پاى لرزان آمدند، و بيماران بر دوش افراد خود را رساندند)
خطبه 230 اخلاقى
اخلاقى 1- ره آورد تقوى و پرهيزكارى فإنّ تقوى اللَّه مفتاح سداد خ 230 1 و 2 (پرهيزكارى كليد هر در بستهاى است) 2- غنيمت شمردن فرصت فاعملوا و العمل يرفع... و بادر بالأعمال ناكسا خ 230 2 و 3 (عمل كنيد كه هم اكنون عمل بالا مىرود... به عمل بشتابيد قبل از آنكه به پايان رسد) 3- ضرورت ياد آورى مرگ فإنّ الموت هادم لذّاتكم خ 230 3 تا 9 (همانا مرگ نابود كننده لذتهاى شماست) 4- ضرورت تلاش و كوشش فعليكم بالجدّ و الاجتهاد... و التّزوّد فى منزل الزّاد خ 230 9 و 10 (بر شما باد به تلاش و كوشش... و جمع آورى زاد و توشه در دنيا) 5- ضرورت توجه به گذشتگان و لا تغرّنّكم الحياة الدّنيا كما غرّت من كان قبلكم خ 230 10 تا 13 (مردم زندگى دنيا شما را مغرور نكند چنانكه گذشتگان شما را مغرور كرد) 6- شناخت زاهدان كانوا قوما من أهل الدّنيا و ليسوا من أهلها خ 230 13 و 14 (مردانى هستند از اهل دنيا كه گويا در دنيا نيستند)
فرهنگموضوعاتكلىنهجالبلاغه، صفحهى 350
خطبه 231 اعتقادى
اعتقادى (پيامبر شناسى) 1- ويژگيهاى بعثت فصدع بما أمر به... و الضغائن القادحة فى القلوب خ 231 1 و 2 (پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله براى انجام فرمان خدا قيام كرد، و كينههاى برافروخته دلها را كنار زد) 2- روش تبليغى رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فصدع بما أمر به... و الضغائن القادحة فى القلوب خ 231 1 و 2 (پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله براى انجام فرمان خدا قيام كرد، و كينههاى برافروخته دلها را كنار زد)
خطبه 232 اقتصادى
عدالت اقتصادى 1- نفى انواع سوء استفادهها 1- نفى انواع سوء استفادهها إنّ هذا المال ليس لي و لا لك... لا تكون لغير أفواههم خ 232 (اين مال نه مال من است و نه تو... و تو سهمى از آنها ندارى) 2- تقسيم مساوى بيت المال فإن شركتهم فى حربهم، كان لك مثل حظّهم خ 232 (اگر تو با مسلمانان در جنگها شريك بودى مثل آنان سهم خواهى داشت) 3- نفى امتياز خواهى عبد اللَّه بن زمعه فإن شركتهم فى حربهم، كان لك مثل حظّهم خ 232 (اگر تو با مسلمانان در جنگها شريك بودى مثل آنان سهم خواهى داشت)
فرهنگموضوعاتكلىنهجالبلاغه، صفحهى 351
خطبه 233 اعتقادى، سياسى
اوّل- اعتقادى
1- ويژگىهاى اهل بيت عليهم السّلام در فصاحت و بلاغت و إنّا لأمراء الكلام... و علينا تهدّلت غصونه خ 233 1 (همانا اميران سخن مائيم... درخت سخن بر ما شاخه افكنده است) 2- ويژگى خطابه و سخنورى فلا يسعده القول إذا امتنع، و لا يمهله النّطق إذا اتّسع خ 233 1 (اگر زبان نخواهد نمىتواند سخنى بگويد و آن گاه كه آمادگى داشته باشد سخن مهلتش نمىدهد)
دوّم- سياسى
1- جامعه شناسى مردم كوفه أهله معتكفون على العصيان... و لا يعول غنيّهم فقيرهم خ 233 2 و 3 (اهل كوفه بر گناه آرميدهاند... كه سرمايهداران آنان فقراء را كمك نمىكنند) 2- مسخ ارزشهاى اجتماعى مردم أنّكم فى زمان القائل فيه بالحقّ قليل خ 233 2 و 3 (مردم، شما در روزگارى هستيد كه گوينده حق در آن اندك است) 3- دگرگونى مردم و فساد روزگار أهله معتكفون على العصيان خ 233 2 و 3 (اهل آن بر گناه آرميدهاند)
خطبه 234 علمى
فرهنگموضوعاتكلىنهجالبلاغه، صفحهى 352
علمى و روانى 1- شناخت روحيّات متفاوت انسانها إنّما فرّق بينهم مبادئ طينهم خ 234 1 و 2 (همانا در بين مردم تفاوت سرشتشان اختلاف ايجاد كرد) 2- علل اختلافات روانى انسانها إنّما فرّق بينهم مبادئ طينهم... و على قدر اختلافها يتفاوتون خ 234 1 و 2 (همانا در بين مردم تفاوت سرشتشان اختلاف ايجاد كرد... و به اندازه اختلافها تفاوت دارند) 3- اختلاف گلهاى آدميان و ذلك أنّهم كانوا فلقة من سبخ أرض و عذبها خ 234 1 و 2 (زيرا انسانها از خاكهاى گوناگون زمين آفريده شدند) 4- روانشناسى اقسام انسانها فتامّ الرّواء ناقص العقل... و زاكى العمل قبيح المنظر خ 234 2 (برخى بلند قد و كم عقل... داراى اعمال خوب و زشت چهرهاند)
خطبه 235 سياسى
سياسى 1- شكوهها در غم رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله بأبي أنت و أمّى يا رسول اللَّه لقد انقطع بموتك خ 235 1 تا 3 (پدر و مادرم فداى تو اى رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله هر آينه با درگذشت تو وحى قطع شد) 2- عمق حزن و اندوه از دست دادن پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله بأبي أنت و أمّى يا رسول اللَّه لقد انقطع بموتك خ 235 1 تا 3 (پدر و مادرم فداى تو اى رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله هر آينه با درگذشت تو وحى قطع شد)
فرهنگموضوعاتكلىنهجالبلاغه، صفحهى 353
خطبه 236 اعتقادى
اعتقادى 1- ويژگىهاى على عليه السّلام فجعلت أتبع مأخذ رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله... حتّى انتهيت إلى العرج خ 236 (من در آغاز هجرت همه جا از پيامبر مىپرسيدم تا به سرزمين عرج رسيدم) 2- همراهى و هماهنگى امام با پيامبران صلّى اللَّه عليه و آله فجعلت أتبع مأخذ رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله... حتّى انتهيت إلى العرج خ 236 (من در آغاز هجرت همه جا از پيامبر مىپرسيدم تا به سرزمين عرج رسيدم)
خطبه 237 اخلاقى
اخلاقى 1- ضرورت عمل گرائى فاعملوا و أنتم فى نفس البقاء خ 237 1 (پس عمل كنيد شما هم اكنون زندهايد و مىتوانيد) 2- غنيمت شمردن فرصتها و الصّحف منشورة... و تصعد الملائكة خ 237 1 و 2 (هم اكنون نامههاى عمل گشوده است... و فرشتگان اعمال را بالا مىبرند) 3- ضرورت آخرت گرائى فأخذ امرؤ من نفسه لنفسه خ 237 3 و 4 (پس بايد هر كس از تلاش خود براى توشه خويش ذخيره كند) 4- مراحل خودسازى و آمادگى فأخذ امرؤ من نفسه لنفسه خ 237 3 و 4 (پس بايد هر كس از تلاش خود براى توشه
فرهنگموضوعاتكلىنهجالبلاغه، صفحهى 354
خويش ذخيره كند)
خطبه 238 سياسى، تاريخى
تاريخ سياسى 1- روانشناسى مردم شام جفاة طغام و عبية أقزام... و لا من الّذين تبؤّووا الدّار و الإيمان خ 238 1 و 2 (شاميان سنگدل، اوباش و بردگانى اراذل مىباشند... و نه از جان و دل ايمان را پذيرفتهاند) 2- امتيازاتى كه مردم شام نداشتند جفاة طغام و عبية أقزام... و لا من الّذين تبؤّووا الدّار و الإيمان خ 238 1 و 2 (شاميان سنگدل، اوباش و بردگانى اراذل مىباشند... و نه از جان و دل ايمان را پذيرفتهاند) 3- علل پيروزى شاميان ألا و إنّ القوم... ممّا تحبّون خ 238 3 (آگاه باشيد شاميان براى حكمت نزديك ترين فردى را كه دوست داشتند انتخاب كردند) 4- علل سقوط كوفيان و إنّكم اخترتم لأنفسكم أقرب القوم ممّا تكرهون خ 238 3 (امّا شما كوفيان كسى را انتخاب كرديد كه از ما دور و به دشمنان ما نزديك بود) 5- ماجراى سياسى عبد اللَّه بن قيس و إنّما عهدكم بعبد اللَّه بن قيس... فقد لزمته التّهمة خ 238 3 و 5 (سروكار شما با عبد اللَّه بن قيس است كه... دروغگو و متّهم است) 6- نقش عبد اللَّه بن عباس
فرهنگموضوعاتكلىنهجالبلاغه، صفحهى 355
فادفعوا فى صدر عمرو بن العاص بعبد اللَّه بن العبّاس خ 238 5 (شرّ عمرو عاص را با عبد اللَّه بن عباس دفع كنيد) 7- خطر سياسى عمرو بن العاص فادفعوا فى صدر عمرو بن العاص بعبد اللَّه بن العبّاس خ 238 5 (شرّ عمرو عاص را با عبد اللَّه بن عباس دفع كنيد)
خطبه 239 اعتقادى
اعتقادى (امام شناسى) 1- ويژگىهاى اهل بيت عليهم السّلام هم عيش العلم و موت الجهل... و هم دعائم الإسلام خ 239 1 و 2 (اهل بيت عليهم السّلام عامل جاودانگى علم و مرگ جهل مىباشند... آنان ستونهاى استوار اسلامند) 2- نقش اهل بيت عليهم السّلام در مبارزه با جهل بهم عاد الحقّ إلى نصابه، و انزاح الباطل عن مقامه خ 239 2 و 3 (بوسيله اهل بيت عليهم السّلام حق به جايگاه خود بازگشت و باطل از جاى خود كنده شده) 3- روش تبليغى امامان معصوم عليهم السّلام يخبركم حلمهم عن علمهم و ظاهرهم عن باطنهم خ 239 1 تا 3 (حلم اهل بيت عليهم السّلام شما را از علمشان، و ظاهرشان از باطن آنها خبر مىدهد) 4- شناخت كامل اهل بيت عليهم السّلام عقلو الدّين عقل و عاية و رعاية خ 239 3 (اهل بيت عليهم السّلام دين را درك كردند دركى با عمل نه تنها در گفتار)
فرهنگموضوعاتكلىنهجالبلاغه، صفحهى 356
خطبه 240 تاريخ سياسى
تاريخ سياسى 1- دو دلى عثمان نسبت به امام يابن عبّاس، ما يريد عثمان إلّا أن يجعلني جملا ناضحا خ 240 1 (اى پسر عباس عثمان چه ارادهاى دارد جز اين كه مرا سرگردان كرده) 2- احتياطهاى دروغين عثمان يابن عبّاس، ما يريد أقبل و أدبر خ 240 1 (عثمان چه اراده كرد مىگويد بيا و مىگويد برو) 3- ماجراى سياسى پيغامهاى عثمان يابن عبّاس ما يريد... ثمّ هو الآن يبعث إلىّ أن أخرج خ 240 1 (ابن عباس عثمان چه اراده كرده... سپس عثمان پيغام داد كه از مدينه خارج شو) 4- دفاع امام از عثمان و اللَّه لقد دفعت عنه حتّى خشيت أن أكون آثما خ 240 1 (بخدا سوگند آن قدر از عثمان دفاع كردم تا آنكه ترسيدم گناهكار باشم)
خطبه 241 اخلاقى
اخلاقى 1- ضرورت شكر گذارى و اللَّه مستأديكم شكره و مورّثكم أمره خ 241 1 (خدا از شما اداى شكر را مىطلبد) 2- ضرورت آمادگى براى عمل و آخرت
فرهنگموضوعاتكلىنهجالبلاغه، صفحهى 357
فشدّوا عقد المآزر و اطووا فضول الخواصر خ 241 1 و 2 (كمر بندها را محكم ببنديد و آماده شويد)
فرهنگموضوعاتكلىنهجالبلاغه، صفحهى 359