نامه 60 نظامى «نامه به فرماندارانى كه در سر راه حركت ارتش اسلام قرار گرفتند»
نظامى 1- سفارش نسبت به لشكر پيش رونده فإنّى قد سيّرت جنودا.. نامه 60 2 (لشكر را حركت دادم كه از آبادى شما مىگذرد) 2- پرهيز از آزار و اذيّت مردم و قد أوصيتهم... من كفّ الأذى نامه 60 2 (به لشكريان سفارش كردم تا به مردم آزار
فرهنگموضوعاتكلىنهجالبلاغه، صفحهى 429
نرسانند) 3- پرهيز دادن مردم از آزار لشكريان و كفّو أيدى.. استثنيناه منهم نامه 60 4 (از زيان رساندن اشرار و بى خردان نسبت به لشكريان پرهيز كنيد)
نامه 61 سياسى «نامه توبيخ آميز به فرماندار هيت، كميل بن زياد»
سياسى 1- ضرورت توبيخ كارگزاران ناتوان فإنّ تضييع المرء.. و رأى متبّر نامه 61 1 (سستى انسان در انجام مسئوليّتها يك ناتوانى روشن و رأى باطل شده است) 2- ضرورت موقعيّت شناسى فرمانداران و إن تعاطيك الفارة.. نامه 61 1 (تو به اهل قرقيا حمله كردى امّا مرزهاى خود را حفظ نكردى) 3- ضرورت دشمن شناسى فقد صرت جسرا.. على أوليائك نامه 61 2 و 3 (تو با ناتوانى خود پلى شدهاى كه دشمنانت بر دوستانت غلبه كنند) 4- خطر كارگزاران ناتوان و غافل فقد صرت جسرا.. نامه 61 2 و 3 (تو با ناتوانى خود پلى شدهاى كه دشمنانت بر دوستانت غلبه كنند)
نامه 62 سياسى، اعتقادى «نامهاى ديگر به اهل مصر»
فرهنگموضوعاتكلىنهجالبلاغه، صفحهى 430
سياسى، اعتقادى 1- ويژگىهاى بعثت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و مهيمنا على المرسلين نامه 61 1 (پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله گواه آئين پيامبران گذشته است) 2- اختلاف مسلمانان براى حكومت تنازع المسلمون الأمر من بعده نامه 62 2 (مسلمانان پس از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله در حكومت به نزاع و اختلاف پرداختند) 3- كينه توزيهاى قريش و لا يخطر ببالى.. عنّى من بعده نامه 61 2 و 3 (به فكرم نمىگذشت كه روزى عرب پس از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله امامت را از اهل بيت عليه السّلام بگردانند) 4- علل پذيرش حكومت فأمسكت يدي.. و لتركتكم إذ أبيتم و و نيتم نامه 62 4 تا 11 (من دستم را باز گرفتم تا آنجا كه ديدم اگر دخالت نكنم اسلام در خطر است.. اگر جز اين بود شما را رها مىكردم) 5- ويژگىهاى معنوى و رزمى امام عليه السّلام إنّى و اللَّه لو.. لمنتظر راج نامه 62 7 و 8 (سوگند بخدا اگر تنها با آنها روبرو شوم باكى ندارم... به رحمت پروردگار منتظر و اميدوارم) 6- سفارش به بسيج عمومى و لا تثّاقلوا الى الارض فتقرّوا بالخسف نامه 62 13 (تنبلى و سستى نكنيد كه تن به ذلّت خواهيد داد)
فرهنگموضوعاتكلىنهجالبلاغه، صفحهى 431
نامه 63 سياسى «نامه به ابو موسى اشعرى فرماندار خلافكار كوفه»
سياسى 1- افشاى ابو موسى أشعرى فقد بلغنى عنك قول هولك و عليك نامه 63 1 (سخنى از تو نقل شد كه هم به سود و هم به زيان تو است) 2- برخورد قاطع با دوروئى ابو موسى أشعرى فإذا قدم رسولى.. و إن تفشّلت فابعد نامه 62 1 و 2 (وقتى فرستاده من آمد دامن كمر زن و بيا.. اگر سستى را پيشه كردى دور شو) 3- تهديد به مورد ابو موسى و ايم اللَّه لتؤتينّ.. و حتّى تعجل عن قعدتك نامه 63 3 (سوگند بخدا هر كجا باشى بسراغت خواهند آمد. تا در كنار زدنت تعجيل كنند)
نامه 64 سياسى، نظامى «نامه ديگر در جواب معاويه»
سياسى، نظامى 1- افشاى سوابق ننگين معاويه ففرّق.. أنّا آمنّا و كفرتم نامه 64 1 (عامل جدائى آن بود كه ما ايمان آورديم و شما كافر شديد) 2- اسلام ظاهرى بنى اميّه
فرهنگموضوعاتكلىنهجالبلاغه، صفحهى 432
و ما أسلم مسلمكم إلّا كرها نامه 64 2 (آنها كه از شما مسلمان شدند از روى كراهت پذيرفتند) 3- جواب شايعات معاويه و ذكرت أنّى.. و لا العذر فيه إليك نامه 64 3 (در نامهات نوشتى من طلحه و زبير را كشتم.. لازم نيست كه از تو عذر خواهى كنم) 4- اعلان آمادگى براى جنگ فإنّى إن أزورك.. و أخيك فى مقام واحد نامه 64 4 و 5 (من اگر تو را در ميدان نبرد ملاقات كنم.. من همان فردى هستم كه جدّ و دائى و برادرت را در يك نبرد كشتم) 5- سوابق مبارزاتى امام عليه السّلام و عندى السّيف الّذي.. فى مقام واحد نامه 64 5 و 6 (در پيش من همان شمشيرى است كه با آن جدّ و دائى و برادرت را در يك نبرد كشتم) 6- افشاء نفاق و كفر معاويه و قريب ما أشبهت.. و لم تماشه الهوينى نامه 64 8 و 9 (چقدر در كفر با عموها و دائيهاى خود شباهت دارى) 7- ادّعاى خونخواهى عثمان و قد أكثرت فى قتلة عثمان.. فى أوّل الفصال نامه 64 10 و 11 (فراوان در خونخواهى عثمان اصرار كردى... چونان بهانه گيرى طفل به هنگام گرفتن از شير)
فرهنگموضوعاتكلىنهجالبلاغه، صفحهى 433
نامه 65 سياسى، اخلاقى «نامهايى ديگر در جواب معاويه»
سياسى، اخلاقى 1- پند و اندرز به معاويه فقد ان لك.. من عيان الأمور نامه 65 1 (آينده كارها براى تو روشن است) 2- باطل گرائى معاويه فقد سلكت... بادّعائك الأباطيل نامه 65 1 (معاويه تو راه باطل پدران و نياكان خود را مىپيمائى) 3- نامه سراسر تحريف معاويه و قد أتانى كتاب منك... منك علم و لا حلم نامه 65 5 (نامهاى از تو بدستم رسيد كه نه از علم و بردبارى تو حكايت مىكرد) 4- علل انحراف و سقوط معاويه فقد سلكت... و اغشت الأبصار ظلمتها نامه 65 1 تا 4 (تو راه باطل پدرانت را مىپيمائى... و با تاريكى خود چشمهائى را نابينا كردى) 5- عدم لياقت معاويه و حاش للّه أن تلى للمسلمين بعدى نامه 65 7 و 8 (پناه بخدا مىبرم كه پس از من سرپرست مسلمانان تو باشى)
نامه 66 اخلاقى «نامه ديگرى به ابن عباس»
1- شناخت جايگاه شادى و اندوه
فرهنگموضوعاتكلىنهجالبلاغه، صفحهى 434
فإنّ المرء ليفرح.. لم يكن ليصيبه نامه 66 1 (گاهى انسان شاد است از چيزى كه بدست آورده و نابود شدنى نيست) 2- پرهيز از لذّت گرائى فلا يكن أفضل.. بلوغ لذّة نامه 66 1 و 2 (بهترين چيز نزد تو رسيدن به لذّتهاى ناروا نباشد) 3- پرهيز از انتقام جوئى فلا يكن أفضل.. أو شفاء غيظ نامه 166 1 و 2 (بهترين چيز نزد تو.. انتقام از دشمن نباشد) 4- ضرورت مبارزه با باطل و لكن إطفاء باطل نامه 66 2 (سعى كن باطلى را خاموش گردانى) 5- شناخت جايگاه شادى و تأسف خوردن و ليكن سرورك.. و همّك فيما بعد الموت نامه 66 2 (سعى كن تلاش تو براى آخرت باشد)
نامه 67 اخلاقى، سياسى «نامه به فرماندار مكه قثم بن عباس»
اخلاقى، سياسى 1- ضرورت نظارت حاكم بر اعمال حج فأقم للنّاس الحجّ... و ذاكر العالم نامه 67 1 (در انجام مراسم حج مردم را يارى ده.. و با دانشمندان مذاكره كن) 2- ضرورت تعليم و آموزش حاجيان در مكه فأفت المستفتى و علّم الجاهل نامه 67 1 (پرسش كنندگان را پاسخ ده، و جاهلان را احكام بياموز)
فرهنگموضوعاتكلىنهجالبلاغه، صفحهى 435
3- ضرورت رسيدگى شخصى به حوائج حجاج و لا يكن لك.. إلّا وجهك نامه 67 2 (پردهاى جز چهرهات وجود نداشته باشد) 4- ضرورت در ميان مردم بودن و لا تحجبنّ ذا حاجة.. بعد على قضائها نامه 67 2 و 3 (نيازمندى را از ملاقات با خود محروم نكن) 5- راههاى مصرف بيت المال در مكه و انظر إلى ما اجتمع عندك من مال اللَّه نامه 67 3 و 4 (آنچه از اموال در اختيار دارى در مصرف آن دقّت كن) 6- تأمين مسكن حجاج و مر أهل مكّة الّا يأخذو من ساكن أجرا نامه 67 5 (به اهل مكّه فرمان ده تا از حجّاج اجاره مسكن نگيرند)
نامه 68 اخلاقى «نامه به سلمان فارسى»
اخلاقى 1- شناخت دنيا و خطرات دنيازدگى فإنّما مثل الدّنيا مثل الحيّة نامه 68 1 (دنيا چونان مار سمّى است) 2- دور كردن غم و اندوه دنيا وضع عنك.. به من فراقها نامه 68 1 و 2 (غم و اندوه دنيا را از خود دور كن.. كه تو را رها خواهد كرد) 3- گرفتاريها و مشكلات اهل دنيا فإنّ صاحبها.. أزالته عنه إلى إيحاش (اهل دنيا هر گاه كه با آن أنس مىگيرند آنها را
فرهنگموضوعاتكلىنهجالبلاغه، صفحهى 436
نامه 68 2 و 3 به وحشت اندازد)
نامه 69 اخلاقى «نامه به حارث همدانى»
اخلاقى 1- نقش قرآن در رفتار حاكم اسلامى و تمسّك بحبل القرآن نامه 69 1 (به رشته محكم قرآن چنگ زن) 2- حاكم اسلامى و قرآن گرائى و أحلّ حلاله، و حرّم حرامه نامه 69 1 (حلال قرآن را حلال و حرام آن را حرام بشمار) 3- پند پذيرى از گذشتگان و اعتبر بما.. لما بقى منها نامه 69 1 و 2 (از گذشته دنيا براى زندگى آينده عبرت گير) 4- حاكم اسلامى و ياد مرگ و أكثر ذكر الموت.. نامه 69 3 و 14 (و فراوان به ياد مرگ باش) 5- حاكم اسلامى و رفتار اجتماعى و احذر كلّ عمل.. أو اعتذر منه نامه 69 3 و 4 (از عملى پرهيز كن كه تو را به عذر خواهى كشاند) 6- حاكم اسلامى و راز دارى و لا تحدّث... بكلّ ما سمعت به نامه 69 5 (آنچه را مىشنوى مگو كه به دروغ مىافتى) 7- احتياط در پخش اخبار و لا تحدّث.. بكلّ ما سمعت به نامه 69 5 (آنچه را مىشنوى مگو كه به دروغ مىافتى) 8- حاكم اسلامى و پرهيز از خشونت و اكظم الغيظ.. و احلم عند الغضب (خشم خود را فرو خور.. بهنگام غضب
فرهنگموضوعاتكلىنهجالبلاغه، صفحهى 437
نامه 69 6 بردبار باش) 9- حاكم اسلامى و شكر نعمتهاى الهى و استصلح كلّ نعمة.. أثر ما أنعم اللَّه به عليك نامه 69 6 و 7 (هيچ نعمتى را ضايع مكن.. بگونهاى باش كه آثار نعمت ما را در تو مشاهده كنند) 10- رهبر و گرايش به اعمال نيكو و اعلم أنّ أفضل.. و ما تؤخّره يكن لغيرك خيره نامه 69 8 و 9 (بهترين چيز عمل نيكوست.. و آنچه باقى مىگذارى از آن ديگران است) 11- توجّه به شهرهاى بزرگ و اسكن.. جماع المسلمين نامه 69 9 (در شهرهاى بزرگ مسكن گير كه مركز اجتماع مسلمانان است) 12- پرهيز از نشستن در بازار و إيّاك و مقاعد.. محاضر الشّيطان نامه 69 10 (مبادا هرگز در بازار بنشينى كه آنجا محل حضور شيطان است) 13- اهميت دادن به نماز جمعه و لا تسافر.. حتّى تشهد الصّلوة نامه 69 11 و 12 (در روز جمعه مسافرت نكن تا در نماز حاضر باشى) 14- پرهيز از دوستان فاسد و إيّاك و مصاحبة الفسّاق.. نامه 69 14 (مبادا هرگز با بدكاران دوست باشى)
نامه 70 سياسى «نامه به فرماندار مدينه سهل بن حنيف»
فرهنگموضوعاتكلىنهجالبلاغه، صفحهى 438
سياسى 1- علل فرار مردم از مدينه به شام فقد بلغنى أنّ رجالا.. و لم يلحقوا بعدل نامه 70 1 تا 4 (بمن خبر رسيد كه مردانى از مدينه فرار كردند.. آنها به عدالت نرسيدند) 2- عدل گريزى فراريان و قد عرفوا العدل.. فهربوا إلى الأثرة نامه 70 3 (فراريان عدالت را شناختند و بسوى ستمكارى فرار كردند) 3- خداگرايى در مشكلات سياسى يذلّل اللَّه لنا صعبه و يسهّل لنا حزنه نامه 70 1 تا 4 (اميدواريم خدا مشكلات را آسان و سختىها را هموار سازد)
نامه 71 اخلاقى «نامهاى به منذر بن الجارود»
اخلاقى 1- ضرورت تنبيه فرمانداران خائن فإنّ صلاح أبيك.. و تسلك سبيله نامه 71 1 (همانا شايستگى پدرت مرا خوشبين كرده بود فكر مىكردم راه او را مىروى) 2- پرهيز حاكم اسلامى از هوا پرستى فإذا أنت فيما رقّى.. لآخرتك عتادا نامه 71 1 و 2 (بمن خبر دادند كه در پيروى از هواى نفس پروا ندارى و براى آخرت خود چيزى باقى نمىگذارى) 3- توبيخ از دنيا پرستى
فرهنگموضوعاتكلىنهجالبلاغه، صفحهى 439
تعمر دنياك بخراب آخرتك نامه 71 2 (دنيا را با خراب كردن آخرت آباد مىسازى) 4- زشتى دين فروشى براى كسب دنيا تعمر دنياك بخراب آخرتك نامه 71 2 (دنيا را با خراب كردن آخرت آباد مىسازى) 5- مسئوليّت كارگزاران و من كان بصفتك.. أو يؤمن على جبا نامه 71 3 و 4 (كسى كه همانند تو باشد لياقت مرزدارى ندارد)
نامه 72 اخلاقى «نامه ديگرى به ابن عباس»
اخلاقى 1- عمومى بودن مرگ فإنّك لست.. ما ليس لك نامه 72 1 (تو بر أجل پيشى نمىگيرى... و آنچه از آن تو نيست را بدست نخواهى آورد) 2- اقبال و روگردانى روزگار و اعلم بأنّ الدّهر يومان.. نامه 72 1 (بدان كه روزگار دو روز است روزى به نفع و روزى به زيان تو است) 3- دنيا شناسى فإنّك لست.. لم تدفعه بقوّتك نامه 72 1 (تو از أجل پيشى نمىگيرى، و مرگ را نمىتوانى كنار بزنى)
فرهنگموضوعاتكلىنهجالبلاغه، صفحهى 440
نامه 73 اخلاقى «نامه ديگرى در جواب معاويه»
اخلاقى 1- افشاى نامههاى معاويه فإنّى على التّردّد.. و مخطئ فراستى نامه 73 1 (من در پاسخ دادن به نامهات ترديد دارم.. و زيركى خود را دچار اشتباه مىدانم) 2- درخواست نارواى معاويه و إنّك إذ تحاولنى الأمور نامه 73 1 و 2 (تو از من خواستههائى دارى كه چونان انسان بخواب مانده را مانى) 3- عوامل انحراف معاويه و إنّك إذ تحاولنى الأمور نامه 73 1 و 2 (تو از من خواستههائى دارى كه چونان انسان بخواب مانده را مانى) 4- علل تأخير در جنگ و أقسم باللّه.. و تهلس اللّحم نامه 73 3 و 4 (سوگند بخدا.. ضربه كوبندهاى از من بتو رسد كه گوشتت را آب كند)
نامه 74 تاريخى «عهد نامهايى براى قبيله ربيعه»
تاريخى 1- عهد نامه قبيله ربيعه و يمن هذا ما اجتمع.. عهد اللَّه و ميثاقه (بر اين عهد نامه اهل يمن و ربيعه اتّفاق
فرهنگموضوعاتكلىنهجالبلاغه، صفحهى 441
نامه 74 1 تا 4 دارند كه عهد خدا و پيمان اوست) 2- وحدت مردم يمن و أنّهم يد واحدة.. دعوتهم واحدة نامه 74 2 و 3 (همانا اهل يمن با يكديگر اتّحاد داشته و دعوت آنها نيز يكى است) 3- اطاعت و رعايت عهد نامه و يجيبون.. عهد اللَّه و ميثاقه نامه 74 2 و 3 (اهل يمن به دعوت حق پاسخ داده و به عهد و پيمان وفا دارند)
نامه 75 سياسى، اخلاقى «نامه به فرماندار بصره ابن عباس)
سياسى 1- اعلان موضع قاطع سياسى فقد علمت إعذارى فيكم.. نامه 75 1 (شما از اتمام حجّت من آگاهيد) 2- لزوم بيعت كردن معاويه فبايع من قبلك.. من أصحابك نامه 75 2 (اكنون از همه اطرافيان خود بيعت بگير) 3- فرمان بيعت و عزل معاويه و أقبل إلىّ فى وفد من أصحابك نامه 75 2 (و با گروهى از يارانت بسوى من بشتاب)
نامه 76 سياسى، اخلاقى «نامه به فرماندار بصره ابن عباس»
سياسى، اخلاقى (اخلاق رهبرى)
فرهنگموضوعاتكلىنهجالبلاغه، صفحهى 442
1- روش برخورد حاكم اسلامى با مردم سع النّاس بوجهك.. نامه 76 (با چهرهاى باز با مردم برخورد كن) 2- پرهيز از خشم و خشونت حاكم اسلامى و إيّاك و الغضب فانّه طيرة من الشّيطان نامه 76 (از غضب بپرهيز كه انگيزه شيطان است) 3- خدا گرائى حاكم و اعلم أنّ ما قرّبك من اللَّه يباعدك من النّار نامه 76 (بدان آنچه كه تو را بخدا نزديك مىكند از آتش دور مىسازد) 4- پرهيز از آتش الهى و اعلم أنّ ما قرّبك من اللَّه يباعدك من النّار نامه 76 (بدان آنچه كه تو را بخدا نزديك مىكند از آتش دور مىسازد)
نامه 77 سياسى، علمى «رهنمودهاى امام به ابن عباس براى مباحثه با خوارج»
سياسى، علمى 1- روش مناظره لا تخاصمهم بالقرآن نامه 77 (با قرآن مناظره نكن زيرا خوارج عالم به قرآنند) 2- ضرورت تفسير قرآن فإنّ القرآن حمّال ذو وجوه نامه 77 (زيرا قرآن داراى جوانب گوناگونى است) 3- ضرورت بكارگيرى سنّت و احاديث رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و لكن حاججهم بالسنّة.. نامه 77 (با خوارج بر أساس سنّت پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله مناظره
فرهنگموضوعاتكلىنهجالبلاغه، صفحهى 443
كن)
نامه 78 سياسى، اخلاقى «نامهاى در جواب ابو موسى أشعرى»
سياسى، اخلاقى 1- علل سقوط انسان در آلودگىها فإنّ النّاس.. و نطقوا بالهوى نامه 78 1 (بسيارى از مردم از روى هواى نفس سخن گفتند) 2- ضرورت درمان جامعه از كجىها و أنا أداوى.. يكون علقا نامه 78 2 (مىخواهم درد آنها را درمان كنم.. تا مزمن نشود) 3- توجه فراوان امام عليه السّلام به وحدت امت اسلامى و ليس رجل.. و ألفتها منّى نامه 78 2 و 3 (كسى در امّت اسلامى از من به وحدت و ألفت حريصتر نيست) 4- توبيخ أبو موسى از انحرافات فكرى فإنّ الشّقىّ.. و التّجربة نامه 78 4 (بيچاره كسى كه از عقل و تجربه بىبهره باشد) 5- نقش تخريبى أبو موسى فدع ما لا تعرف.. بأقاويل السّوء نامه 78 5 (آنچه را نمىشناسى رها كن.. كه مردان بد با سخنان نادرست سوى تو مىآيند)
نامه 79 نظامى اخلاقى «نامه به فرماندهان لشكر»
فرهنگموضوعاتكلىنهجالبلاغه، صفحهى 444
نظامى اخلاقى 1- علل سقوط و هلاكت گذشتگان فإنّما أهلك.. فاقتدوه نامه 79 (پيش از شما هلاك شدند به آن دليل كه از حق باز داشتند) 2- خطر انحراف از حق أنّهم منعوا النّاس الحقّ.. نامه 79 (چون مردم را از حق باز داشتند هلاك شدند) 3- خطر باطل گرائى و أخذوهم بالباطل.. نامه 79 (چون به باطل روى آوردند نابود شدند)