• تاريخ: شنبه 12 تير 1389

تا آخر نامه ها


           

نامه 60 نظامى «نامه به فرماندارانى كه در سر راه حركت ارتش اسلام قرار گرفتند»

نظامى 1-  سفارش نسبت به لشكر پيش رونده فإنّى قد سيّرت جنودا.. نامه 60 2 (لشكر را حركت دادم كه از آبادى شما مى‏گذرد) 2-  پرهيز از آزار و اذيّت مردم و قد أوصيتهم... من كفّ الأذى نامه 60 2 (به لشكريان سفارش كردم تا به مردم آزار

 

فرهنگ‏موضوعات‏كلى‏نهج‏البلاغه، صفحه‏ى 429

نرسانند) 3-  پرهيز دادن مردم از آزار لشكريان و كفّو أيدى.. استثنيناه منهم نامه 60 4 (از زيان رساندن اشرار و بى خردان نسبت به لشكريان پرهيز كنيد)

نامه 61 سياسى «نامه توبيخ آميز به فرماندار هيت، كميل بن زياد»

سياسى 1-  ضرورت توبيخ كارگزاران ناتوان فإنّ تضييع المرء.. و رأى متبّر نامه 61 1 (سستى انسان در انجام مسئوليّت‏ها يك ناتوانى روشن و رأى باطل شده است) 2-  ضرورت موقعيّت شناسى فرمانداران و إن تعاطيك الفارة.. نامه 61 1 (تو به اهل قرقيا حمله كردى امّا مرزهاى خود را حفظ نكردى) 3-  ضرورت دشمن شناسى فقد صرت جسرا.. على أوليائك نامه 61 2 و 3 (تو با ناتوانى خود پلى شده‏اى كه دشمنانت بر دوستانت غلبه كنند) 4-  خطر كارگزاران ناتوان و غافل فقد صرت جسرا.. نامه 61 2 و 3 (تو با ناتوانى خود پلى شده‏اى كه دشمنانت بر دوستانت غلبه كنند)

نامه 62 سياسى، اعتقادى «نامه‏اى ديگر به اهل مصر»

 

 

فرهنگ‏موضوعات‏كلى‏نهج‏البلاغه، صفحه‏ى 430

سياسى، اعتقادى 1-  ويژگى‏هاى بعثت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و مهيمنا على المرسلين نامه 61 1 (پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله گواه آئين پيامبران گذشته است) 2-  اختلاف مسلمانان براى حكومت تنازع المسلمون الأمر من بعده نامه 62 2 (مسلمانان پس از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله در حكومت به نزاع و اختلاف پرداختند) 3-  كينه توزيهاى قريش و لا يخطر ببالى.. عنّى من بعده نامه 61 2 و 3 (به فكرم نمى‏گذشت كه روزى عرب پس از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله امامت را از اهل بيت عليه السّلام بگردانند) 4-  علل پذيرش حكومت فأمسكت يدي.. و لتركتكم إذ أبيتم و و نيتم نامه 62 4 تا 11 (من دستم را باز گرفتم تا آنجا كه ديدم اگر دخالت نكنم اسلام در خطر است.. اگر جز اين بود شما را رها مى‏كردم) 5-  ويژگى‏هاى معنوى و رزمى امام عليه السّلام إنّى و اللَّه لو.. لمنتظر راج نامه 62 7 و 8 (سوگند بخدا اگر تنها با آنها روبرو شوم باكى ندارم... به رحمت پروردگار منتظر و اميدوارم) 6-  سفارش به بسيج عمومى و لا تثّاقلوا الى الارض فتقرّوا بالخسف نامه 62 13 (تنبلى و سستى نكنيد كه تن به ذلّت خواهيد داد)

 

فرهنگ‏موضوعات‏كلى‏نهج‏البلاغه، صفحه‏ى 431

نامه 63 سياسى «نامه به ابو موسى اشعرى فرماندار خلافكار كوفه»

سياسى 1-  افشاى ابو موسى أشعرى فقد بلغنى عنك قول هولك و عليك نامه 63 1 (سخنى از تو نقل شد كه هم به سود و هم به زيان تو است) 2-  برخورد قاطع با دوروئى ابو موسى أشعرى فإذا قدم رسولى.. و إن تفشّلت فابعد نامه 62 1 و 2 (وقتى فرستاده من آمد دامن كمر زن و بيا.. اگر سستى را پيشه كردى دور شو) 3-  تهديد به مورد ابو موسى و ايم اللَّه لتؤتينّ.. و حتّى تعجل عن قعدتك نامه 63 3 (سوگند بخدا هر كجا باشى بسراغت خواهند آمد. تا در كنار زدنت تعجيل كنند)

نامه 64 سياسى، نظامى «نامه ديگر در جواب معاويه»

سياسى، نظامى 1-  افشاى سوابق ننگين معاويه ففرّق.. أنّا آمنّا و كفرتم نامه 64 1 (عامل جدائى آن بود كه ما ايمان آورديم و شما كافر شديد) 2-  اسلام ظاهرى بنى اميّه‏

 

فرهنگ‏موضوعات‏كلى‏نهج‏البلاغه، صفحه‏ى 432

و ما أسلم مسلمكم إلّا كرها نامه 64 2 (آنها كه از شما مسلمان شدند از روى كراهت پذيرفتند) 3-  جواب شايعات معاويه و ذكرت أنّى.. و لا العذر فيه إليك نامه 64 3 (در نامه‏ات نوشتى من طلحه و زبير را كشتم.. لازم نيست كه از تو عذر خواهى كنم) 4-  اعلان آمادگى براى جنگ فإنّى إن أزورك.. و أخيك فى مقام واحد نامه 64 4 و 5 (من اگر تو را در ميدان نبرد ملاقات كنم.. من همان فردى هستم كه جدّ و دائى و برادرت را در يك نبرد كشتم) 5-  سوابق مبارزاتى امام عليه السّلام و عندى السّيف الّذي.. فى مقام واحد نامه 64 5 و 6 (در پيش من همان شمشيرى است كه با آن جدّ و دائى و برادرت را در يك نبرد كشتم) 6-  افشاء نفاق و كفر معاويه و قريب ما أشبهت.. و لم تماشه الهوينى نامه 64 8 و 9 (چقدر در كفر با عموها و دائيهاى خود شباهت دارى) 7-  ادّعاى خونخواهى عثمان و قد أكثرت فى قتلة عثمان.. فى أوّل الفصال نامه 64 10 و 11 (فراوان در خونخواهى عثمان اصرار كردى... چونان بهانه گيرى طفل به هنگام گرفتن از شير)

 

فرهنگ‏موضوعات‏كلى‏نهج‏البلاغه، صفحه‏ى 433

نامه 65 سياسى، اخلاقى «نامه‏ايى ديگر در جواب معاويه»

سياسى، اخلاقى 1-  پند و اندرز به معاويه فقد ان لك.. من عيان الأمور نامه 65 1 (آينده كارها براى تو روشن است) 2-  باطل گرائى معاويه فقد سلكت... بادّعائك الأباطيل نامه 65 1 (معاويه تو راه باطل پدران و نياكان خود را مى‏پيمائى) 3-  نامه سراسر تحريف معاويه و قد أتانى كتاب منك... منك علم و لا حلم نامه 65 5 (نامه‏اى از تو بدستم رسيد كه نه از علم و بردبارى تو حكايت مى‏كرد) 4-  علل انحراف و سقوط معاويه فقد سلكت... و اغشت الأبصار ظلمتها نامه 65 1 تا 4 (تو راه باطل پدرانت را مى‏پيمائى... و با تاريكى خود چشمهائى را نابينا كردى) 5-  عدم لياقت معاويه و حاش للّه أن تلى للمسلمين بعدى نامه 65 7 و 8 (پناه بخدا مى‏برم كه پس از من سرپرست مسلمانان تو باشى)

نامه 66 اخلاقى «نامه ديگرى به ابن عباس»

1-  شناخت جايگاه شادى و اندوه‏

 

فرهنگ‏موضوعات‏كلى‏نهج‏البلاغه، صفحه‏ى 434

فإنّ المرء ليفرح.. لم يكن ليصيبه نامه 66 1 (گاهى انسان شاد است از چيزى كه بدست آورده و نابود شدنى نيست) 2-  پرهيز از لذّت گرائى فلا يكن أفضل.. بلوغ لذّة نامه 66 1 و 2 (بهترين چيز نزد تو رسيدن به لذّتهاى ناروا نباشد) 3-  پرهيز از انتقام جوئى فلا يكن أفضل.. أو شفاء غيظ نامه 166 1 و 2 (بهترين چيز نزد تو.. انتقام از دشمن نباشد) 4-  ضرورت مبارزه با باطل و لكن إطفاء باطل نامه 66 2 (سعى كن باطلى را خاموش گردانى) 5-  شناخت جايگاه شادى و تأسف خوردن و ليكن سرورك.. و همّك فيما بعد الموت نامه 66 2 (سعى كن تلاش تو براى آخرت باشد)

نامه 67 اخلاقى، سياسى «نامه به فرماندار مكه قثم بن عباس»

اخلاقى، سياسى 1-  ضرورت نظارت حاكم بر اعمال حج فأقم للنّاس الحجّ... و ذاكر العالم نامه 67 1 (در انجام مراسم حج مردم را يارى ده.. و با دانشمندان مذاكره كن) 2-  ضرورت تعليم و آموزش حاجيان در مكه فأفت المستفتى و علّم الجاهل نامه 67 1 (پرسش كنندگان را پاسخ ده، و جاهلان را احكام بياموز)

 

فرهنگ‏موضوعات‏كلى‏نهج‏البلاغه، صفحه‏ى 435

3-  ضرورت رسيدگى شخصى به حوائج حجاج و لا يكن لك.. إلّا وجهك نامه 67 2 (پرده‏اى جز چهره‏ات وجود نداشته باشد) 4-  ضرورت در ميان مردم بودن و لا تحجبنّ ذا حاجة.. بعد على قضائها نامه 67 2 و 3 (نيازمندى را از ملاقات با خود محروم نكن) 5-  راه‏هاى مصرف بيت المال در مكه و انظر إلى ما اجتمع عندك من مال اللَّه نامه 67 3 و 4 (آنچه از اموال در اختيار دارى در مصرف آن دقّت كن) 6-  تأمين مسكن حجاج و مر أهل مكّة الّا يأخذو من ساكن أجرا نامه 67 5 (به اهل مكّه فرمان ده تا از حجّاج اجاره مسكن نگيرند)

نامه 68 اخلاقى «نامه به سلمان فارسى»

اخلاقى 1-  شناخت دنيا و خطرات دنيازدگى فإنّما مثل الدّنيا مثل الحيّة نامه 68 1 (دنيا چونان مار سمّى است) 2-  دور كردن غم و اندوه دنيا وضع عنك.. به من فراقها نامه 68 1 و 2 (غم و اندوه دنيا را از خود دور كن.. كه تو را رها خواهد كرد) 3-  گرفتاريها و مشكلات اهل دنيا فإنّ صاحبها.. أزالته عنه إلى إيحاش (اهل دنيا هر گاه كه با آن أنس مى‏گيرند آنها را

 

فرهنگ‏موضوعات‏كلى‏نهج‏البلاغه، صفحه‏ى 436

نامه 68 2 و 3 به وحشت اندازد)

نامه 69 اخلاقى «نامه به حارث همدانى»

اخلاقى 1-  نقش قرآن در رفتار حاكم اسلامى و تمسّك بحبل القرآن نامه 69 1 (به رشته محكم قرآن چنگ زن) 2-  حاكم اسلامى و قرآن گرائى و أحلّ حلاله، و حرّم حرامه نامه 69 1 (حلال قرآن را حلال و حرام آن را حرام بشمار) 3-  پند پذيرى از گذشتگان و اعتبر بما.. لما بقى منها نامه 69 1 و 2 (از گذشته دنيا براى زندگى آينده عبرت گير) 4-  حاكم اسلامى و ياد مرگ و أكثر ذكر الموت.. نامه 69 3 و 14 (و فراوان به ياد مرگ باش) 5-  حاكم اسلامى و رفتار اجتماعى و احذر كلّ عمل.. أو اعتذر منه نامه 69 3 و 4 (از عملى پرهيز كن كه تو را به عذر خواهى كشاند) 6-  حاكم اسلامى و راز دارى و لا تحدّث... بكلّ ما سمعت به نامه 69 5 (آنچه را مى‏شنوى مگو كه به دروغ مى‏افتى) 7-  احتياط در پخش اخبار و لا تحدّث.. بكلّ ما سمعت به نامه 69 5 (آنچه را مى‏شنوى مگو كه به دروغ مى‏افتى) 8-  حاكم اسلامى و پرهيز از خشونت و اكظم الغيظ.. و احلم عند الغضب (خشم خود را فرو خور.. بهنگام غضب‏

 

فرهنگ‏موضوعات‏كلى‏نهج‏البلاغه، صفحه‏ى 437

نامه 69 6 بردبار باش) 9-  حاكم اسلامى و شكر نعمت‏هاى الهى و استصلح كلّ نعمة.. أثر ما أنعم اللَّه به عليك نامه 69 6 و 7 (هيچ نعمتى را ضايع مكن.. بگونه‏اى باش كه آثار نعمت ما را در تو مشاهده كنند) 10-  رهبر و گرايش به اعمال نيكو و اعلم أنّ أفضل.. و ما تؤخّره يكن لغيرك خيره نامه 69 8 و 9 (بهترين چيز عمل نيكوست.. و آنچه باقى مى‏گذارى از آن ديگران است) 11-  توجّه به شهرهاى بزرگ و اسكن.. جماع المسلمين نامه 69 9 (در شهرهاى بزرگ مسكن گير كه مركز اجتماع مسلمانان است) 12-  پرهيز از نشستن در بازار و إيّاك و مقاعد.. محاضر الشّيطان نامه 69 10 (مبادا هرگز در بازار بنشينى كه آنجا محل حضور شيطان است) 13-  اهميت دادن به نماز جمعه و لا تسافر.. حتّى تشهد الصّلوة نامه 69 11 و 12 (در روز جمعه مسافرت نكن تا در نماز حاضر باشى) 14-  پرهيز از دوستان فاسد و إيّاك و مصاحبة الفسّاق.. نامه 69 14 (مبادا هرگز با بدكاران دوست باشى)

نامه 70 سياسى «نامه به فرماندار مدينه سهل بن حنيف»

 

فرهنگ‏موضوعات‏كلى‏نهج‏البلاغه، صفحه‏ى 438

سياسى 1-  علل فرار مردم از مدينه به شام فقد بلغنى أنّ رجالا.. و لم يلحقوا بعدل نامه 70 1 تا 4 (بمن خبر رسيد كه مردانى از مدينه فرار كردند.. آنها به عدالت نرسيدند) 2-  عدل گريزى فراريان و قد عرفوا العدل.. فهربوا إلى الأثرة نامه 70 3 (فراريان عدالت را شناختند و بسوى ستمكارى فرار كردند) 3-  خداگرايى در مشكلات سياسى يذلّل اللَّه لنا صعبه و يسهّل لنا حزنه نامه 70 1 تا 4 (اميدواريم خدا مشكلات را آسان و سختى‏ها را هموار سازد)

نامه 71 اخلاقى «نامه‏اى به منذر بن الجارود»

اخلاقى 1-  ضرورت تنبيه فرمانداران خائن فإنّ صلاح أبيك.. و تسلك سبيله نامه 71 1 (همانا شايستگى پدرت مرا خوشبين كرده بود فكر مى‏كردم راه او را مى‏روى) 2-  پرهيز حاكم اسلامى از هوا پرستى فإذا أنت فيما رقّى.. لآخرتك عتادا نامه 71 1 و 2 (بمن خبر دادند كه در پيروى از هواى نفس پروا ندارى و براى آخرت خود چيزى باقى نمى‏گذارى) 3-  توبيخ از دنيا پرستى‏

 

فرهنگ‏موضوعات‏كلى‏نهج‏البلاغه، صفحه‏ى 439

تعمر دنياك بخراب آخرتك نامه 71 2 (دنيا را با خراب كردن آخرت آباد مى‏سازى) 4-  زشتى دين فروشى براى كسب دنيا تعمر دنياك بخراب آخرتك نامه 71 2 (دنيا را با خراب كردن آخرت آباد مى‏سازى) 5-  مسئوليّت كارگزاران و من كان بصفتك.. أو يؤمن على جبا نامه 71 3 و 4 (كسى كه همانند تو باشد لياقت مرزدارى ندارد)

نامه 72 اخلاقى «نامه ديگرى به ابن عباس»

اخلاقى 1-  عمومى بودن مرگ فإنّك لست.. ما ليس لك نامه 72 1 (تو بر أجل پيشى نمى‏گيرى... و آنچه از آن تو نيست را بدست نخواهى آورد) 2-  اقبال و روگردانى روزگار و اعلم بأنّ الدّهر يومان.. نامه 72 1 (بدان كه روزگار دو روز است روزى به نفع و روزى به زيان تو است) 3-  دنيا شناسى فإنّك لست.. لم تدفعه بقوّتك نامه 72 1 (تو از أجل پيشى نمى‏گيرى، و مرگ را نمى‏توانى كنار بزنى)

 

 

فرهنگ‏موضوعات‏كلى‏نهج‏البلاغه، صفحه‏ى 440

نامه 73 اخلاقى «نامه ديگرى در جواب معاويه»

اخلاقى 1-  افشاى نامه‏هاى معاويه فإنّى على التّردّد.. و مخطئ فراستى نامه 73 1 (من در پاسخ دادن به نامه‏ات ترديد دارم.. و زيركى خود را دچار اشتباه مى‏دانم) 2-  درخواست نارواى معاويه و إنّك إذ تحاولنى الأمور نامه 73 1 و 2 (تو از من خواسته‏هائى دارى كه چونان انسان بخواب مانده را مانى) 3-  عوامل انحراف معاويه و إنّك إذ تحاولنى الأمور نامه 73 1 و 2 (تو از من خواسته‏هائى دارى كه چونان انسان بخواب مانده را مانى) 4-  علل تأخير در جنگ و أقسم باللّه.. و تهلس اللّحم نامه 73 3 و 4 (سوگند بخدا.. ضربه كوبنده‏اى از من بتو رسد كه گوشتت را آب كند)

نامه 74 تاريخى «عهد نامه‏ايى براى قبيله ربيعه»

تاريخى 1-  عهد نامه قبيله ربيعه و يمن هذا ما اجتمع.. عهد اللَّه و ميثاقه (بر اين عهد نامه اهل يمن و ربيعه اتّفاق‏

 

فرهنگ‏موضوعات‏كلى‏نهج‏البلاغه، صفحه‏ى 441

نامه 74 1 تا 4 دارند كه عهد خدا و پيمان اوست) 2-  وحدت مردم يمن و أنّهم يد واحدة.. دعوتهم واحدة نامه 74 2 و 3 (همانا اهل يمن با يكديگر اتّحاد داشته و دعوت آنها نيز يكى است) 3-  اطاعت و رعايت عهد نامه و يجيبون.. عهد اللَّه و ميثاقه نامه 74 2 و 3 (اهل يمن به دعوت حق پاسخ داده و به عهد و پيمان وفا دارند)

نامه 75 سياسى، اخلاقى «نامه به فرماندار بصره ابن عباس)

سياسى 1-  اعلان موضع قاطع سياسى فقد علمت إعذارى فيكم.. نامه 75 1 (شما از اتمام حجّت من آگاهيد) 2-  لزوم بيعت كردن معاويه فبايع من قبلك.. من أصحابك نامه 75 2 (اكنون از همه اطرافيان خود بيعت بگير) 3-  فرمان بيعت و عزل معاويه و أقبل إلىّ فى وفد من أصحابك نامه 75 2 (و با گروهى از يارانت بسوى من بشتاب)

نامه 76 سياسى، اخلاقى «نامه به فرماندار بصره ابن عباس»

سياسى، اخلاقى (اخلاق رهبرى)

 

فرهنگ‏موضوعات‏كلى‏نهج‏البلاغه، صفحه‏ى 442

1-  روش برخورد حاكم اسلامى با مردم سع النّاس بوجهك.. نامه 76 (با چهره‏اى باز با مردم برخورد كن) 2-  پرهيز از خشم و خشونت حاكم اسلامى و إيّاك و الغضب فانّه طيرة من الشّيطان نامه 76 (از غضب بپرهيز كه انگيزه شيطان است) 3-  خدا گرائى حاكم و اعلم أنّ ما قرّبك من اللَّه يباعدك من النّار نامه 76 (بدان آنچه كه تو را بخدا نزديك مى‏كند از آتش دور مى‏سازد) 4-  پرهيز از آتش الهى و اعلم أنّ ما قرّبك من اللَّه يباعدك من النّار نامه 76 (بدان آنچه كه تو را بخدا نزديك مى‏كند از آتش دور مى‏سازد)

نامه 77 سياسى، علمى «رهنمودهاى امام به ابن عباس براى مباحثه با خوارج»

سياسى، علمى 1-  روش مناظره لا تخاصمهم بالقرآن نامه 77 (با قرآن مناظره نكن زيرا خوارج عالم به قرآنند) 2-  ضرورت تفسير قرآن فإنّ القرآن حمّال ذو وجوه نامه 77 (زيرا قرآن داراى جوانب گوناگونى است) 3-  ضرورت بكارگيرى سنّت و احاديث رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و لكن حاججهم بالسنّة.. نامه 77 (با خوارج بر أساس سنّت پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله مناظره‏

 

فرهنگ‏موضوعات‏كلى‏نهج‏البلاغه، صفحه‏ى 443

كن)

نامه 78 سياسى، اخلاقى «نامه‏اى در جواب ابو موسى أشعرى»

سياسى، اخلاقى 1-  علل سقوط انسان در آلودگى‏ها فإنّ النّاس.. و نطقوا بالهوى نامه 78 1 (بسيارى از مردم از روى هواى نفس سخن گفتند) 2-  ضرورت درمان جامعه از كجى‏ها و أنا أداوى.. يكون علقا نامه 78 2 (مى‏خواهم درد آنها را درمان كنم.. تا مزمن نشود) 3-  توجه فراوان امام عليه السّلام به وحدت امت اسلامى و ليس رجل.. و ألفتها منّى نامه 78 2 و 3 (كسى در امّت اسلامى از من به وحدت و ألفت حريص‏تر نيست) 4-  توبيخ أبو موسى از انحرافات فكرى فإنّ الشّقىّ.. و التّجربة نامه 78 4 (بيچاره كسى كه از عقل و تجربه بى‏بهره باشد) 5-  نقش تخريبى أبو موسى فدع ما لا تعرف.. بأقاويل السّوء نامه 78 5 (آنچه را نمى‏شناسى رها كن.. كه مردان بد با سخنان نادرست سوى تو مى‏آيند)

نامه 79 نظامى اخلاقى «نامه به فرماندهان لشكر»

 

فرهنگ‏موضوعات‏كلى‏نهج‏البلاغه، صفحه‏ى 444

نظامى اخلاقى 1-  علل سقوط و هلاكت گذشتگان فإنّما أهلك.. فاقتدوه نامه 79 (پيش از شما هلاك شدند به آن دليل كه از حق باز داشتند) 2-  خطر انحراف از حق أنّهم منعوا النّاس الحقّ.. نامه 79 (چون مردم را از حق باز داشتند هلاك شدند) 3-  خطر باطل گرائى و أخذوهم بالباطل.. نامه 79 (چون به باطل روى آوردند نابود شدند)

 

Copyright © 2009 The AhlulBayt World Assembly . All right reserved