تبيين ويژگي هاي مديران از ديدگاه حضرت علي عليه السلام در نهج البلاغه
انتخاب مديران و کارگزاران اصلح چه در بخش دولتي و چه در سازمان هاي خصوصي داراي اهميت بسيار مي باشد. به منظور انتخاب اصلح، بايد معيارهايي وجود داشته باشد تا مديران و کارگزاران با آن معيارها سنجيده و ارزيابي شوند.
مقدمه
آنچه در سعادت جامعه نقش اساسي دارد، شايستگي و جامع الشرايط بودن مديران و کارگزاران آن جامعه است. در سازمان ها نيز موفقيت سازمان در رسيدن به اهداف و مأموريت هاي سازماني منوط به مديراني کاردان و لايق مي باشد. بنابراين انتخاب کارگزاران و مديران اصلح سزاوار توجه و بررسي فراوان است و بايد معيارهايي براي سنجش افراد و انتخاب ايشان در نظر گرفته شود. مسلماً معيارهاي سنجش در هر جامعه بايد متناسب با ارزش ها و جهان بيني آن جامعه تعريف شود. جهان بيني مادي منحصر به جهان ماده مي باشد ولي در جهان بيني اسلامي، هم اين جهان و هم آخرت مورد توجه است. در جهان بيني اسلامي هدف صرفاً توليد بيشتر نيست بلکه هدف نهايي تعالي انسان و رسيدن او به جايگاه خليفه خدا بر روي زمين مي باشد. اين تفاوت در جهان بيني از تمايزات مديريت اسلامي با مديريت غربي مي باشد که هر يک از اين دو ديدگاه معيارهاي سنجش خاص خود را دارند.
در مديريت اسلامي، بهترين مرجع براي يافتن معيارهاي مناسب سنجش افراد، قطعاً سخن معصومين(ع) مي باشد. سخنان اميرالمومنين(ع)، منبع ارزشمندي براي اين منظور است زيرا سخن آن حضرت به دليل معصوم بودن ايشان خالي از خطا و لغزش است. همچنين آن حضرت خود تجارب گرانقدري در زمينه خلافت مسلمين و همچنين فرماندهي در جنگ ها داشته اند و بر سرزمين گسترده اسلامي آن زمان حکومت نموده اند. اما آنچه از اهميت بيشتري برخوردار است علم لدني آن حضرت مي باشد که از امتيازهاي خاص ائمه معصومين(ع) مي باشد. در اين مقاله سعي شده است معيارهاي مديران جامعه اسلامي از نظر حضرت علي(ع) که از کتاب شريف نهج البلاغه استخراج شده است ارائه گردد. معيارهاي به دست آمده، در سه دسته معيارهاي تخصصي، ارزشي و مکتبي دسته بندي شده است. گرچه اين تلاش ناچيز، قطره اي از اقيانوس بي انتهاي معارف اهل بيت(ع) مي باشد.
اهميت تبيين صفات و خصوصيات مديران از ديدگاه حضرت علي(ع) را مي توان به اين صورت توضيح داد که در انديشه حضرت علي(ع) هيچ خطري براي جامعه اسلامي، همچون خطر بر سر کار آمدن افراد فاقد اهليت يا کم صلاحيت نيست. آن حضرت در نامه اي به مصريان که با مالک اشتر فرستاد، هنگامي که او را حکومت آن سرزمين گمارد، چنين هشدار داده است: «من بيم آن دارم که نابخردان و نابکاران زمام امور اين ملت را به دست آرند و مال خدا را دست به دست گردانند و بندگان او را بردگان خود گيرند و با صالحان به دشمني برخيزند و فاسقان را حزب خود قرار دهند»
اگر حساسيت مردم نسبت به صفات و شروط لازم براي زمامداران کاسته شود يا بي رنگ گردد، آنگاه هر بي صلاحيت و فاقد اهليتي مي تواند در رده هاي مديريتي قرار گيرد و تباهي ها به بار آورد. امام علي(ع) چنين هشدار داده اند: «بي گمان مردمان هلاک شدند آن گاه که پيشوايان هدايت و پيشوايان کفر را يکسان شمردند و گفتند: هر که به جاي پيامبر(ص) نشست، چه نيکوکار باشد و چه بدکار اطاعت او واجب است پس بدين سبب هلاک شدند»
خصوصيات و معيارهاي مديران در نهج البلاغه را مي توان به سه دسته زير تقسيم کرد:
الف) معيارهاي تخصصي: اين دسته از معيارها، براي انجام موفقيت آميز شغل لازم است. اين معيارها معمولاً بين مديريت اسلامي و مديريت غربي مشترک است. معيارهايي نظير تحصيلات، تجربه، سابقه کاري،...
ب) معيارهاي ارزشي: اين دسته از معيارها شامل مجموعه اي از رفتارهاي قابل قبول جوامع انساني مي باشد که در اکثر جوامع ممکن است قابل قبول باشد و به نام ارزش هاي جهاني نيز شناخته مي شوند. مانند رعايت حقوق ديگران، گشاده رويي و ....
ج) معيارهاي مکتبي: معيارهاي مکتبي ريشه در مکتب اسلام و مديريت اسلامي دارد. جايگاه و مفهوم انسان در دو مکتب الهي و مادي، معيارها و ملاک هاي انتخاب افراد در مناصب و مديريت ها را نيز شکل مي دهد به طوري که در مکتب تيلوريسم به انسان به عنوان (گوريل باهوش) و در مکتب اسلامي به عنوان نگريسته مي شود. در مديريت اسلامي هدف صرف توليد نيست و غايت، تعالي انسان مي باشد. همان تفاوت هايي که بين مديريت اسلامي و مديريت علمي وجود دارد، به تفاوت هايي در معيارهاي انتخاب و انتصاب افراد منجر مي شود لذا در اسلام معيارهاي ارزشي و مکتبي اهميت و گستردگي فراواني پيدا مي کند.
1) خصوصيات و معيارهاي تخصصي
1-1) علم و دانش
در احاديث اسلامي همواره تأکيد شده است که در انتخاب افراد به صلاحيت علمي و توانايي آنها دقت و توجه بيشتري شود و هرگز کساني را که از نظر علمي ضعيفند و آگاهيهاي لازم را ندارند بر کاري نگمارند زيرا که چنين کاري بزرگترين خيانت به جامعه اسلامي است. حضرت علي(ع) در نهج البلاغه، خطبه مي فرمايند: «اي مردم همانا سزاوارترين مردم به اين امر (خلافت و زمامداري) کسي است که تواناترين آنها بر اجراي امور و داناترين به فرمان خداوند در فهم مسائل باشد»
1-2) تجربه کاري
يکي از مؤثرترين عوامل موفقيت کارگزار و مدير در تشکيلات و سازمان، تجربه و سابقه کاري وي مي باشد. مدير و مسئول باتجربه، بسياري از نابساماني هاي سازمان خود را سامان مي دهد و بالعکس مدير و مسئول بي تجربه و بدون سابقه، تشکيلات سازمان يافته را متلاشي و پراکنده خواهد نمود. امام علي(ع) در نامه به مالک اشتر مي فرمايد: «افراد با تجربه را به عنوان کارگزار انتخاب نما»
1-3) حسن تدبير
حسن تدبير معياري ضروري براي زمامداران و مديران مي باشد. هيچ مديريتي نمي تواند بدون تدبير درست راه به جايي ببرد و هر جا که نابساماني و تباهي مشاهده مي شود بايد در جستجوي نوعي بي تدبيري در آنجا برآمد و اساساً از مهمترين عوامل فروپاشي سازمان ها و دولت ها سوءتدبير است. به بيان اميرالمومنين(ع): «چهار چيز دليل برگشت (روزگار و اوضاع و احوال دولت ها و حکومت هاست)، بدي تدبير و زشتي تبذير و کمي عبرت گرفتن و بسياري مغرور شدن» (غررالحکم).
همچنين آن حضرت فرموده اند: «صلاح و سازمان زندگي تدبير است»
1-4) سعه صدر
از ويژگي هاي مهم مسئولان و مديران سعه صدر است، کسي داراي سعه صدر است که از گشادگي روح و همتي عالي و انديشه اي بلند برخوردار باشد. سعه صدر موجب دورانديشي و واقع نگري مسئولان و مديران مي شود و اگر دولتمردان فاقد اين خصلت باشند از عهده بسياري از مشکلات و نارسايي ها برنخواهند آمد. يک مدير اسلامي بايد بداند که در مصدر امور با فراز و نشيب هاي گوناگوني مواجه بوده و براي دستيابي به اهداف تشکيلات، سختي هاي فراوان در پيش دارد و اگر حوصله، بردباري و بلندهمتي را سلاح خود نسازد در اثر فشارهاي جانبي و پيشامدهاي ناگوار حرکات غيرمترقبه اي از خود نشان مي دهد که بعضاً اعتبار مديريت و مسئوليت او را زير سئوال مي برد. سعه? صدر آنقدر مهم است که حضرت علي(ع) آن را ابزار حکومت مي دانند: آله الرئاسه سِعَهُ الصَدر
1-5) شايستگي و کفايت
در آئين اسلام مسند مديريت شايسته کسي است که قدرت استفاده از ايمان و تخصص را در مقام اجرا داشته باشد. اميرالمؤمنين در نامه به مالک اشتر، يکي از شرايط واگذاري مسئوليت ها را «کفايت» مي داند و مي فرمايد:
«اي مالک در به کارگيري کارمندان و کارگزاراني که بايد زير نظر تو کار کنند هيچ گونه واسطه و شفاعتي را نپذير مگر شفاعت «کفايت» و امانت را»
1-5) نظم و انضباط
نظم، برنامه ريزي و زمان بندي يکي از عوامل مؤثر در موفقيت مدير است، چرا که مدير سازمان از سويي کارها و وظايف متعددي برعهده دارد و از سوي ديگر وقت او محدود است. امام علي(ع) در بخشي از عهدنامه خود به مالک اشتر مي فرمايد: «کار هر روز را همان روز انجام بده، زيرا هر روز کاري مخصوص به خود دارد»
همچنين آن حضرت در وصيت خود قبل از شهادتشان مي فرمايند: «سفارش مي کنم شما را به تقوي و نظم در امور».
1-6) حسن سابقه
امام علي(ع) سوابق کاري افراد را در گزينش مديران دقيقاً مورد توجه قرار مي داد. همچنين آن حضرت، کساني را که قبلاً در حکومت ظلم و طاغوت داراي منصبي بوده اند و در گناهکاري شريک بوده اند، جهت تصدي جايگاه هاي مديريتي شايسته نمي دانند و در نامه به مالک اشتر فرموده اند:
«بدترين وزيران تو کساني اند که وزيران واليان بدکار پيش از تو بوده اند و با آنان در گناهان همکاري کرده اند مبادا اينان صاحبان اسرار تو باشند زيرا که ياران گنهکاران و برادران ستمکارانند، تو مي تواني به جاي آنان بهتر از آنها را بيابي، کساني که نظريات و نفوذ آنها را دارند ولي وزر و وبال آنها را ندارند و با ستمکاران و گنهکاران همکاري نکرده اند. اين مردان پاکدامن هزينه کمتري بر تو تحميل مي کنند و نسبت به تو مهربان ترند و با بيگانه کم الفت ترند، آنها را مخصوصان جلسه هاي سري و انجمن هاي علني خود قرار ده».
1-7) داشتن پشتکار و دوري از تنبلي
سستي در انجام دادن امور موجب زير پا گذاشتن حق و عدم اجراي به موقع کارها و تضييع حقوق مردمان است. کندي در کارها فرصت هاي خير و غير قابل بازگشت را از بين مي برد و به هيچ وجه نبايد در گردش امور سستي و کندي و کاهلي راه يابد و اين امر بايد با دقت هاي لازم عجين و همراه شود. اميرالمومنين علي(ع) چنين سفارش کرده اند: «در کارهاي خود بر افراد سست و تنبل تکيه مکن»
1-8) تند ذهني و داشتن حافظه قوي
مدير و مسئول بايد داراي حافظه قوي و ذهني توانمند باشد تا پرداختن به يک مسئله او را از ساير مسائل غافل نکند و پيچيدگي و حجم کارها، او را به فراموشي و اشتباه نياندازد. حضرت علي ( ع) در نامه به مالک اشتر چنين فرموده است: «کسي را برگزين که در رساندن نامه کارگزارانت به تو يا رساندن پاسخ هاي تو به آنان کوتاهي نکند و در آنچه براي تو مي ستاند يا از طرف تو به آنان تحويل مي دهد، فراموشکار نباشد».
1-9) پاکي و صلاحيت خانوادگي
پاکي و اصالت و صلاحيت خانوادگي از جمله امور کلي است که حضرت علي(ع) در گزينش و انتخاب بر آن تأکيد فرموده و آن را به عنوان ميزاني در کنار ساير موازين مطرح نموده است. آن حضرت به مالک اشتر توصيه مي نمايد: «و از آنان که گوهري نيک دارند و از خانداني پارسا و صالحند و از سابقه اي نيکو برخوردارند، فرماندهان را برگزين»
1-10) داشتن قدرت تشخيص و تجزيه و تحليل
امام علي(ع) در انتخاب مديران کشور، به مهارت ادراکي و تشخيص و تجزيه و تحليل مسائل آنان توجه کامل داشت و مديراني را بر مي گزيد که در بحران هاي پيش آمده خود راه حل مناسب را بيابند. لذا در معرفي مالک اشتر به ديگر فرماندهان نظامي به مهارت ادراکي و تشخيص و تجربه و تحليل مسائل توسط مالک اشتر، اشاره مي فرمايد: «من مالک اشتر پسر حارث را بر شما و سپاهياني که تحت امر شما هستند فرماندهي دادم، گفته او را بشنويد و از فرمان او اطاعت کنيد او را مانند زره و سپر نگهبان خود برگزينيد زيرا که مالک نه سستي به خرج داده و نه دچار لغزش مي شود، نه در آنجايي که شتاب لازم است کندي دارد و نه آنجا که کندي پسنديده است، شتاب مي گيرد»
1-11) آينده نگري
«آينده نگري» و «دور انديشي» يکي از شرايط مديريت خردمندانه و منطقي است و مديريت بدون توجه به اين نکته مهم نمي تواند سازمان را به سر منزل مقصود برساند. قبل از اقدام به هر کار بايد جوانب و زواياي مختلف آن مورد بررسي قرار گرفته و پيامدهاي احتمالي آن پيش بيني شود. مديراني که قبل از اقدام هاي عملي، با آينده نگري زواياي مختلف مسئله را بررسي کرده و امکانات و مقدمات لازم را پيش بيني مي کنند، تصميم هاي استوارتري مي گيرند و ميزان موفقيت و اثر بخشي خود را افزايش مي دهند
آن حضرت در خطبه فرمودند: «بينا دل خردمند، پايان خويش مي بيند و پست و بلند و نشيب و فراز خود را مي شناسد».
1-12) بلندي همت
هر چه انسان از همت والاتري برخوردار باشد، فعاليت و کارهاي بيشتر و چشمگيرتري انجام مي دهد و کار گزار بلند همت در کارها و مسئوليت هايي که بر عهده گرفته است، بسيار موفقتر از دون همتّان مي باشد و اصولاً ارزش انسان بسته به همت اوست. حضرت علي(ع) در نامه خطاب به مالک اشتر مي فرمايند: «با بلند همتان بپيوند»
1-13) قدرت و توانايي
يکي از ويژگي هاي مدير شايسته، داشتن قدرت و توانايي است. زيرا مدير قدرتمند و توانمند مي تواند در جهت رسيدن به اهداف سازمان حرکت نمايد و هر گونه مانع را از جا بردارد. امام علي(ع) در نامه به کارگزار نالائق خود، عدم قدرت و توانايي او را تذکر مي دهد و مورد ملالت قرار مي دهد.
1-14) استقامت در برابر مشکلات
مدير و مسئول مشاغل کليدي بايد در برابر فشار کار و دشواري ها و فراز و نشيب هاي شغلي و تلخي ها و سختي هاي آن چون کوه استوار و با استقامت و داراي عزم و اراده پولادين باشد. حضرت علي(ع) در اين مورد در نامه مالک اشتر فرموده اند: «پس براي مشاغل کليدي از سپاهيان و لشگريان خود کسي را انتخاب و مسئول بنما که در برابر دشواري ها و پيش آمدهاي سخت و تلخ استوار باشد و مصيبت هاي بزرگ وي را از پا ننشاند. فردي باشد که هنگام ناتواني و ضعف ديگران بر او ضعف و ناتواني غالب نشود و بر اثر بي خيالي ديگران بي تفاوت نگردد»
1-15) قاطعيت
قاطعيت و پرهيز از شک و ترديد از لوازم و شرايط اصلي موفقيت مدير است و پس از بررسي جوانب مختلف قضيه و مشورت با صاحب نظران، قاطعيت در اجراي تصميم و اجراي آن ضرورت دارد. دو دلي و عدم قاطعيت مدير باعث مي شود که ترديد و ابهام و سردرگمي در همه بدنه سازمان سرايت کرده و کارها در زمان مناسب به انجام نرسد و سازمان به اهداف مورد نظر نرسد. امام علي (ع)، از شک و ترديد بي مورد نهي کرده و مي فرمايد: «علم خود را به جهل و يقين خويش را به شک تبديل نکنيد، وقتي دانستيد عمل کنيد و زماني که يقين کرديد، اقدام نماييد»
1-16) شجاعت
شجاعت يکي از صفات مهم براي مديران مي باشد تا بتوانند از حق دفاع نمايند و عليه خلاف و ناحقي مبارزه نمايند. حضرت علي(ع) در نامه به مالک اشتر، به او مي فرمايد که به اهل شجاعت بپيوندد و آنها را به عنوان کارگزار انتخاب نمايد: ثُمَّ اَلصِق بِذَوي… الشّجاعَه
2) خصوصيات و معيارهاي ارزشي
2-1) سخاوت
گشاده دستي از عوامل محبوبيت انسان در جامعه است و قهراً موجب پيشرفت و موفقيت مدير در کار مي باشد. بنابراين امام علي(ع) سخاوت و گشاده دستي را از معيارهاي انتخاب مديران دانسته است که البته اين صفت فقط در مسائل مالي خلاصه نشده و سخاوت در کار اخلاق، همکاري و انديشه و… را هم در بر مي گيرد. آن حضرت فرموده اند: ثُم الصِق بِذَوي… السَّخا
2-2) وفاداري
وفاداري يکي از فضائل اخلاقي است که عموم افراد بايد اين ويژگي را در خود تقويت نمايند. به ويژه لازمست مديران و کارکنان در مقابل سازمان متعهد شوند و تمام تلاش خود را براي دستيابي به اهداف سازمان به کار گيرند. امام علي(ع) در نامه به مالک اشتر فرموده است: «سپس با فرستادن مأموران مخفي راستگو و وفادار، کارهاي آنان را زير نظر بگير»
2-3) تواضع و فروتني
مدير و مسئولي که خود را خدمتگزار مردم مي داند، در رفتار خود با مردم متواضع و فروتن بود و به هيچ وجه در رفتارش با آنان برتري و سلطه گري وجود نخواهد داشت. اميرالمؤمنين(ع) در نامه اي که به يکي از واليان خود نوشته، چنين فرموده است: «در برابر رعيّت فروتن باش»
2-4) تسلط بر خشم
کساني که داراي مقام و منصب هستند هر لحظه ممکنست که نيروي خشمشان طغيان کند و آنان را از حالت طبيعي و اعتدال خارج نمايد و با کارکنان با حالت خشم و غضب برخورد کنند و پيش آمدهاي ناگواري رخ دهد که هم براي فرد و هم براي سازمان و جامعه مضر باشد. لذا لازمست که صاحبان مقام و منصب و مديران داراي قدرت تسلط بر خشم و کظم غيظ باشند. اميرالمؤمنين(ع) در نامه به مالک اشتر فرموده اند: «آن کس را فرمانده لشگريان نما که از همه در علم و بردباري بالاتر باشد و از کساني باشد که خشم او را فرا نگيرد و به زودي از جاي خود بدر نرود».
2-5) عدالت و انصاف
اميرالمؤمنين(ع) در جاي جاي نهج البلاغه مردم و کارگزاران خويش را به اجراي عدالت توصيه مي کند. در نامه خطاب به مالک اشتر فرموده اند: «دوست داشتني ترين چيزها در نزد تو، در حق ميانه ترين، و در عدل فراگيرترين، و در جلب خشنودي مردم گسترده ترين باشد، که همانا خشم عمومي مردم خشنودي خواص را از بين مي برد، امّا خشم خواص را خشنودي همگان بي اثر مي کند».
حضرت در جاي ديگري از فرمان تاريخي خود به مالک اشتر مي فرمايد: «انصاف برقرار کن ميان خدا و مردم، و خويشتن و دودمان خاص خود و هر کس از رعيت که رغبتي به او داري و اگر چنين انصافي را برقرار نکني، مرتکب ظلم گشته اي و کسي که به بندگان خدا ظلم بورزد خصم او خداست از طرف بندگانش و هر کسي که خدا با او خصومتي داشته باشد دليلش را باطل سازد و او با خدا در حال محاربه است».
حضرت در نامه اي به فرمانرواي حلوان، اسود بن قطب مي نويسد: «پس بايد کار مردم در حقي که دارند در نزد تو يکسان باشد که از ستم نتوان به عدالت رسيد»
2-6) گشاده رويي
گشاده رويي از عوامل جلب محبت مردم و مايه? ايجاد صلح و دوستي بين افراد مي باشد و مديران بايد در برخوردها گشاده روي باشند تا جو دوستي و همدلي در سازمان برقرار شود. امام(ع) در نامه به يکي از کارگزاران سياسي خود مي فرمايد: «پر و بالت را برابر رعيت بگستران، با مردم گشاده روي و فروتن باش و در نگاه و اشاره چشم، در سلام کردن و اشاره نمودن با همگان يکسان باش تا زورمندان در ستم تو طمع نکنند و ناتوانان از عدالت تو مأيوس نگردند».
2-7) ميانه روي در درشتي و نرمي
امام علي(ع) در تبيين اخلاق مديريت و شيوه هاي برخورد مديران با مردم، عالي ترين رهنمود را دارند تا مديران بتوانند مردم را جذب کرده و رابطه صادقانه اي با مردم داشته باشند. حضرت در نامه به يکي از مديران فرمود: «همانا دهقانان مرکز فرمانداريت، از خشونت و قساوت و تحقير کردن مردم و سنگدلي تو شکايت کردند، من درباره آنها انديشيدم، نه آنان را شايسته نزديک شدن يافتم، زيرا که مشرکند، و نه سزاوار قساوت و سنگدلي و بدرفتاري هستند زيرا که ما با هم پيمانيم، پس در رفتار با آنان، نرمي و درشتي را به هم آميز، رفتاري توام با شدت و نرمش داشته باش، اعتدال و ميانه روي را در نزديک کردن يا دور نمودن رعايت کن»
2-8) امانتداري
هر کس در هر جايگاه و مرتبه مديريتي، امانتدار مردمان است و بايد اموال و حيثيت و شرافت ايشان را پاسداري کند. امام علي(ع) به مالک اشتر در اين باره سفارش مي کند که درباره اشخاصي که مي خواهد برگزيند بدين امر توجه نمايد و با بررسي سوابق و عملکرد گذشته شان ببيند آيا اهل امانتداري بوده اند يا خير. اميرالمؤمنين(ع) در نامه اي که به برخي کارگزاران خود نوشته، چنين فرموده اند: «کسي که امانت را خوار شمارد و دست به خيانت آلايد و خويشتن و دينش را از آن منزه نسازد، درهاي خواري و رسوايي را در دنيا به روي خود گشوده است و در آخرت خوارتر و رسواتر خواهد بود. و بزرگترين خيانت، خيانت به امت است و رسواترين تقلب، تقلب نسبت به پيشوايان مسلمان است»
2-9) رفق و مدارا
هيچ عاملي مثل«رفق و مدارا» نمي تواند پيوندي عميق و اصيل ميان مديران و زيردستان ايجاد کند و همراهي آنان را تضمين نمايد. مديران جز با نرمي و ملايمت نمي توانند فاصله هاي ميان خود و کارکنان را بردارند، در اعماق دل آنها نفوذ کرده، آنان را با خود همراه نمايند. اميرالمؤمنين(ع) به کارگزاران خود توصيه مي فرمود که در ادراه? امور جامعه و تعامل با مردم، اصل رفق و مدارا و مهرباني را ملاک قرار دهند و حتي الامکان از برخورد شديد و تند بپرهيزند. ايشان در نامه? ?? به يکي از کارگزاران خود مي فرمايد:
«در آنجا که مدارا کردن بهتر است مدارا کن، اما آنجا که جز با شدت عمل کارها پيش نمي رود. شدت عمل به خرج ده و پر و بال خود را براي مردم بگستر و با چهره گشاده با آنان رو به رو شو و نرم خويي با آنان را نصب العين خود قرار ده».
ضرورت و جايگاه ويژه مدارا و مهرباني در نگاه مديريتي امام علي(ع) تا آنجاست که آن حضرت توجه به مدارا و رفق را حتي هنگامي که برخوردهاي شديد اقتضاء مي کند ضروري مي داند و سفارش مي کند که هنگام شدت و سختگيري نيز نبايد از مهرباني و عطوفت غفلت کرد. ايشان به همان کارگزار اين گونه سفارش مي کند:
«شدت و سخت گيري را با کمي نرمش و مدارا در هم آميز»
به کارگيري رفق و مدارا در ادراه? امور مايه? پيوند درست زمامداران و مردمان است و بدين وسيله درهاي توفيق در تحقق برنامه ها و سير به سوي اهداف گشوده مي شود. از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده است که فرمود: «کسي که در امور خويش رفق در پيش گيرد، به آنچه از مردم مي خواهد، نايل شود» همچنين وارد شده که: «هرگاه زمامدار شدي بايد رفق و ملايمت ورزي»
10-2) عنايت به کارکناناز خصوصيات بارز مديران و مسئولان اين است که از مشکلات و معضلات شخصي و روحي کارکنان خود غافل نمانند. در نامه به مالک اشتر فرموده اند: «آنگاه به حد وافي نيازمندي هاي آنان را تأمين کن که اين خود امکان مي دهد که در اصلاح خويش بکوشند و از تصرف در اموالي که در اختيارشان مي باشد بي نياز گردند، حجت را بر آنان تمام مي کند که عذري براي مخالفت با امر تو يا خيانت به امانت تو نداشته باشند».
حضرت در جاي ديگري از نامه به مالک اشتر مي فرمايد: «رحمت بر رعيت و محبت و لطف به آنان را به قلبت قابل دريافت ساز و هرگز درنده خون آشام بر آنان مباش که خوردن آنان را غنيمت بشماري»
2-11) صبر و بردبارييکي از ويژگي هاي بارز افراد موفق، صبر و بردباري مي باشد. لذا مديران و مسئولاني که مي خواهند پيروز و موفق باشند بايد به اين صفت نيکو متصف شوند.
حضرت علي(ع) فرموده اند:
«انسان صبور، پيروزي را از دست نمي دهد هر چند زمان آن طولاني شود»
آن حضرت در خطبه خطاب به لشگريان چنين فرموده اند: «بر جاي خود محکم بايستيد و در برابر بلاها و مشکلات استقامت کنيد».
2-12) طرد سخن چينيکي از مواردي که باعث لغزش مديران مي شود، سخن چيني و بدگويي سخن چينان مي باشد و اگر مديري به اين سخن چيني ها اهميت دهد و بدون توجه به صحت و سقم آنها، اقدام به تصميم گيري نمايد، ممکن است عواقب جبران ناپذيري داشته باشد. حضرت علي(ع) در اين مورد مي فرمايند:
«در قبول سخن بدگويان شتاب مکن که سخن چين فريبنده است گرچه در جامه? خير خواهان درآيد».
2-13) طرد چاپلوسحضرت علي(ع) در نامه خطاب به مالک اشتر مي فرمايند: «بپرهيزيد از خودپسندي و از شگفتي در خويش و درباره? صفتي از اوصاف خود که خوشايند توست. و بپرهيز از اين که دلبسته آن باشي که در ستايش تو از اندازه بگذرند همانا که بهترين فرصت شيطان در اين احوال است تا نيکوکاري نيکوکاران را بر باد دهد». همچنين آن حضرت در جاي ديگري از همان نامه فرموده اند: « و بايد کساني نزد تو برگزيده تر باشند که بيش از همه در روي تو سخن تلخ بر زبان آورند و ترا در آنچه خداي بر دوستان خود نپسندد، کمتر ياري کنند. به اهل پرهيز و راستي پيوند و آنگاه آنان را چنان پرور که در ستايش تو از اندازه نگذرند و به باطل ترا در کاري بزرگ که به تو نسبت دهند و تو آن کار را نکرده باشي، دلشاد نسازند، چه زياده روي در ستايش، در دل خود بيني پرورد و آدمي را به تکّبر در آورد».
2-14) خوش بيني نسبت به ديگرانخوش بيني نسبت به مردم باعث مي شود تا مديران با مهر و سعه صدر بيشتر با مردم رفتار نمايند و سخت گيري بي مورد ننمايد. امام علي(ع) در نامه ?? به جناب مالک اشتر مي فرمايد: «هيچ عاملي بهتر و قوي تر از نيکي به رعيت و سبک ساختن هزينه هاي آنان و ترک تحميل بر دوش آنان نيست پس بايد در اين باب کار کني که خوش بيني به رعيت را بدست آوري». سپس در ادامه مي فرمايد: «زيرا خوش بيني رنج بسيار را از تو دور مي سازد» چنانچه انسان خوش بين به ديگران باشد هميشه اعصاب و افکار او در آسايش و راحتي است به خلاف اينکه اگر نسبت به ديگران بدبين و بدگمان باشد مرتب افکار او در اطراف نکات منفي و غير صحيح دور مي زند و مرتب در حالت جنگ دروني و گرفتار مسائل رواني و ناراحتي اعصاب خواهد بود. امام علي(ع) فرموده است: «به آنان که بيشتر احسان کردي بيشتر خوش بين باش، و به آنان که بدرفتاري کردي بدگمان تر باش»
2-15) عيب پوشي و پرهيز از عيب جوييامام علي( ع) در نامه به مالک اشتر مي فرمايند: «و بايد که دورترين افراد رعيت از تو و دشمن ترين آنان در نزد تو، کسي باشد که بيش از ديگران عيبجوي مردم است. زيرا در مردم عيب هايي است و والي از هر کس ديگر به پوشيدن آنها سزاوارتر است. از عيب هاي مردم آنچه از نظرت پنهان است، مخواه که آشکار شود، زيرا آنچه بر عهده توست، پاکيزه ساختن چيزهايي است که بر تو آشکار است و خداست که بر آنچه از نظرت پوشيده است، داوري کند. تا تواني عيب هاي ديگران را بپوشان، تا خداوند عيب هاي تو را که خواهي از رعيت مستور بماند، بپوشاند. و از مردم گره هر کينه اي را بگشاي و از دل بيرون کن و رشته هر عداوت را بگسل و خود را از آنچه از تو پوشيده داشته اند، به تغافل زن و گفته سخن چين را تصديق».
نویسنده : آرش آقاجاني